سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

بلوچستان
معرفی موقعیت جغرافیایی - اب و هوا - فرهنگ و سنن - رسم و رسومات - دین و مذهب دیدنیها و آثار باستانی مردمان غیور و مسلمان بلوچ و. بلوچستان
لینک دوستان

هنر سوزن دوزی که یکی از هنرهای تاریخی و فاخر دست زنان بلوچ به شمار می رود باوجود مهجور ماندن اما همچنان ترسیم کننده نقشه راه مد و لباس ایرانی است و در صورت شناساندن آن نقش دست زنان بلوچ این قابلیت را دارد که نقشه راه مد و لباس بازارهای جهانی شود.

تاریخچه سوزن دوزی
شاید نتوان سند دقیقی از تاریخچه هنر سوزن دوزی ارائه نمود اما در خصوص قدمت و معرفی هنر سوزن دوزی زنان بلوچ می توان به این بسنده نمود که در آثار مشکوفه بر روی سفال های مربوط به هزاره پنجم و ششم قبل از میلاد اشکالی هندسی مشابه نقوش دست زنان بلوچ دیده می شود و همچنین به اعتقاد برخی پژوهشگران و بر اساس شواهد موجود نقوش سوز ن دوزی بلوچ قرابت و نزدیکی خاصی با نقوش سنگ نگاره های پیش از تاریخ دارد که همین قدمت سوزن دوزی باعث شده بر جذابیت و اعتبار این هنر رازآلود افزون گردد.

نقش دست زنان بلوچ نقشه راه مد و لباس ایرانی
هنر دست زنان بلوچ چنان دارای جذابیت و انعطاف است که اکثر طراحان لباس و مد ایرانی و همچنین سایر صنایع تولیدی طرح های صورت گرفته را با محوریت سوزن دوزی بلوچ و با الهام از نقش و نگار این هنر دست زنان ایرانی مزین می نمایند.
امروزه اکثر البسه های تولیدی ایرانی نظیر مانتو و یا روسری و همچنین لباس هایی که حتی از کشور چین تولید می شود مزین به نقش و نگار و اشکال سوزن دوزی بلوچ هستند البته این طرح ها اکثراً کار دست نیست و بیشتر بصورت چاپی انجام می شود اما در برخی پوشاک ایرانی و برندهای معتبر از اصل سوزن دوزی بلوچ مورد استفاده قرار می گیرد.
همچنین باوجود اینکه سوزن دوزی در فرهنگ بلوچ بیشتر در پوشش زنان بلوچ و یا بر روی پشتی،بالشت،پرده،رومیزی و... مورد استفاده قرار گرفته اما در حال حاضر برخی از طراحان خلاق مد و لباس بلوچ از نقوش این هنر فاخر در لباس های مردان از قبیل پیراهن،کروات،شال گردن و.. بهره جسته اند که این مهم توانسته مورد توجه و پسند جوانان و دوستداران فرهنگ و هنر بخصوص هنرمندان موسیقی و سینما در ایران و خارج از مرزها نیز واقع گردد.
با آنکه هنر سوزن دوزی و به تبع آن البسه زنان بلوچ در کشور و حتی فراتر از مرزهای این آب و خاک توانسته محبوبیت خود را در میان مردم و دوستداران به فرهنگ و هنر ناب ایرانی ایجاد نماید، این صنعت در ایران باتوجه به عدم بازاریابی محصولات سوزن دوزی فقط بصورت اختصاصی در بین قشر مرفه جامعه مورد استفاده قرار گرفته و بدلیل محدودیت در عرضه این هنر ،عموم مردم از دسترسی به این هنر اصیل محروم مانده اند.
هنر سوزن دوزی در سالهای دهه پنجاه و شصت
گرچه با تحولات پیش آمده در سالهای دهه شصت شمسی انقلاب اسلامی ایران مد و مدگرایی با رکود مواجه شد اما در همان سالهای اوایل انقلاب صنعت سوزن دوزی و البسه زنان بلوچ با وجود تحولات و دگرگونی ها و ایجاد تغییر در ذائقه جامعه به گل سرسبد بازارهای مد و لباس داخلی و خارجی تبدیل شد ومورد پسند و سلیقه دوستداران صنایع دستی ایرانی قرار گرفت.
به گفته برخی پژوهشگران تا سالهای 65 و66 خرید محصولات سوزن دوزی و هنر دست زنان بلوچ در بازارهای جهانی از سطح قابل قبولی برخوردار بوده است بطوری که فرانسه با بیشترین خرید مقام اول،آلمان دوم،آمریکا سوم و کشورهای ژاپن،سوئیس،انگلیس و ایتالیا در رده های بعدی خرید محصولات سوزن دوزی بلوچ قرار داشته اند.

استقبال از سوزن دوزی بلوچ در داخل و خارج از کشور
تاکنون آثار فاخر هنر دست زنان بلوچ بارها در داخل و خارج از کشور در نمایشگاه‌های مختلف در معرض نمایش و فروش گذاشته شده است که با استقبال چشمگیر علاقه‌مندان به صنعت مد و لباس ایرانی مواجه شده و از جمله این آثار می‌توان به آثار اساتید برجسته هنر سوزن‌دوزی ایران مرحوم «مهتاب نوروزی«،«زرخاتون ایرندگانی» و «شهناز ایرندگانی» که به سفارش فرح و اشرف پهلوی دوخته شده است اشاره کرد که در حال حاضر در محل دائمی نمایشگاه کاخ سعدآباد در معرض نمایش عموم قرار دارند.

«مد» و تغییرات و تحول در البسه زنان بلوچ
پوشش زنان بلوچ با آنکه بر اثر گذر زمان شاهد تغییراتی ظاهری بوده اما هیچگاه این تغییرات بنیادی و ریشه ای نبوده است چرا که این تغییر و تحول ها نتوانسته در اصل فرم لباس بلوچ و یا نقوش سوزن دوزی خلعی ایجاد نماید بلکه این تغییر همیشه در جهت جذابیت و زیبایی این البسه حاصل شده و اگر غیر از این تغییری صورت گرفته و یا با فرهنگ و باورهای مردم بلوچ در تضاد بوده و همخوانی نداشته؛ بصورت مقطعی انجام گرفته و دوام و ماندگاری چندانی بدنبال نداشته است.
همانطور که «مد» در اکثر فرهنگ ها مورد توجه ویژه ملل قرار دارد و باتوجه به شرایط و تحولات و دگرگونی ها «مد» نیز پا به پای اجتماع در حرکت بوده و هست مردم بلوچ نیز از این قاعده مستثنی نبوده اند و آنچه منجر به تغییر ذائقه مردم بلوچ شده بر اثر همین تغییرات اجتماعی،اقتصادی و حتی سیاسی شکل گرفته است.
در سالهای دهه پنجاه فرم البسه زنان بلوچ با توجه به شرایط زمان رو به تغییر رفته که اکثر چین و یا برش های فرم لباس زنان بلوچستان الهام گرفته از مارک های معتبر کشورهای همسایه ایران از جمله برندهای مشهور کویتی در منطقه بوده است باتوجه به مراوده مردم بلوچ با کشورهای عربی و کویت رایج ترین مدهای کویتی در آن سالهای رواج داشته است که همین امر سبب شد تا نوعی چین برای اولین بار بنام کویتا چین«kowyta chin» در لباس بلوچ ایجاد گردد چرا که قبل از آن برش های پارچه البسه زنان بلوچ بصورت ساده به همدیگر وصل شده و بعد از آن کویتا یا کویته چین وارد لباس زنان بلوچستان گردید.
و بعد از آن با توجه به مصادف بودن با انقلاب پنجاه هفت مردم ایران به تبع آن البسه زنان بلوچ نیز تحت تاثیر این تحولات قرار گرفت به شکلی که قبل از انقلاب اسلامی بر روی پوشش البسه محلی این سامان فقط یک روسری مستطیل شکلی بنام مهنا«mahna» می پوشیدند که بعد از آن زمان چادر رنگی و سپس چادرهای سیاه مورد استفاده قرار گرفت و همچنین لباس هایی با مدل خفاشی و گشاده در بین زنان بلوچ با الهام از مانتوهای خفاشی مد شد.
این تغییرات تنها در فرم لباس زنان بلوچ در آن زمان لحاظ نگردید بلکه در دوخت سوزن دوزی نیز ورود پیدا کرد و از آن زمان بود که اشکال جدیدی از هنر سوزن دوزی رواج یافت و تا جایی پیش رفت که نامگذاری دوخت های سوزن دوزی به اشخاص معروف و محبوب آن سالها رسید و امروزه نیز اکثر دوخت های سوزن دوزی نوین که بر اساس یک نقشه طراحی می شوند با نامگداری بر روی شخصیت های محبوب هنری ، ورزشی و حتی سیاسی با هنر سوزن دوزی نوین طراحی می شوند. .

جایگاه پوشش محلی در میان مردم بلوچ
مردم بلوچستان جز معدود اقوام ایرانی هستند که به پوشش محلی خود پایبندند و این لباس های فاخر بر تن زنان بلوچ چنان خود نمایی می کند تا جایی که نخستین جذابیت گردشگران این منطقه سوزن دوزی بلوچ و اولویت خرید مسافران البسه های بلوچی و محصولات سوزن دوزی است.
در میان مردم بلوچ فرهنگ استفاده از البسه های محلی پیوندی ناگسستنی با تاریخ و فرهنگ غنی این قوم دارد و زنان بلوچ معتقدند البسه محلی مکمل شخصیت و نشانه بارز هویتی آنان است تا جایی که در فرهنگ عامه مردم بلوچستان پوشش خود نقش تعیین کننده و مهمی دارد و در مناسبات اجتماعی نیز این مهم مشهود می باشد.
به طور مثال جیب بزرگ البسه زنان بلوچ که به اعتقاد آنها فقط منحصر به پوشش محلی بلوچ و سنبل این البسه است از آن به عنوان نماد شجاعت و دلاوری زنان بلوچ یاد می کنند بطوریکه اگر زنی مرتکب سهوء یا خطایی شد او را بی پندول«bependuol» یا بی جیب خطاب می نمایند چرا که کاربرد این لفظ به زن نشانه ضعف زن و بی غیرتی در فرهنگ بلوچ بشمار می رود همانطور که در میان هموطنان فارس و یا سایر اقوام ایرانی سبیل و یا ریش گروه می گذارند و آن را نماد غیرت قومی خود می دانند،جیب زنان بلوچ نیز همچنین حکمی دارد .

سوزن دوزی بلوچ در صدر جایگاه صنایع دستی ایران
سوزن دوزی بلوچ را که به جرات می توان جز میراث ماندگار قومی و معنوی زنان بلوچ برشمرد با دارا بودن جذابیت و ظرافت خاص علی رغم عدم توجه و شناساندن این هنر پردرآمد توسط نهادهای مربوطه، توانسته در صدر جایگاه صنایع دستی و میراث فرهنگی ایران زمین خودنمایی کند.
این هنر رازآلود که ریشه در تاریخ ، فرهنگ غنی و فلوکلوریک مردم بلوچستان و باورهای عامیانه این قوم آریایی دارد چنان جذاب است که اکثر مردم شناسان هویت و پیچیدگی رفتاری زنان بلوچ را در دل تار و پود ، نقش و نگار و پیچ و تاب اشکال هندسی پر رمز و راز این هنر جستجو می کنند.
مؤلفه های بسیاری در جایگاه البسه زنان بلوچ و هنر سوزن دوزی از جمله باورهای عامیانه،جغرافیای طبیعی،عقاید و فرهنگ دخیل هستند که این مهم توانسته بر درک صحیح هنر سوزن دوزی و در برقراری ارتباط با این هنر مفهومی تعیین کننده باشد.
سوزن دوزی بلوچ این صنعت بی بدیل و شاهکار دست زنان بلوچ در سراسر جهان با نام سوزن دوزی بلوچی شناخته شده است و در زبان بلوچی نیز به دس دوچ «dass duoch» یا سوچن دوچی «suochen duochi» شهرت دارد.

بازارهای داخلی و خارجی در تسخیر سوزن دوزی ماشینی و چاپی
اما امروزه از یک طرف وفور برندهای چاپی و بی کیفیت ماشینی از محصولات سوزن دوزی که بیشتر توسط کشور پاکستان با نام سوزن دوزی بلوچ تولید و روانه بازارهای داخلی و خارجی می شود و از طرف دیگر عدم توجه به معرفی و بازاریابی این محصول منحصربفرد توسط نهادهای دولتی مربوطه ، باعث شده تا زنگ خطر کوچ نقوش دس دوچ dass duoch» از البسه زنان بلوچ گوش دلسوزان و علاقمندان به فرهنگ و هنر ایران زمین را آزار دهد و هنر اصیل سوزن دوزی در بازارهای داخلی و خارجی جای خود را به محصولات ماشینی بی کیفیت با مارک جعلی سوزن دوزی بلوچ بدهد.
مدت ها پیش کشور همسایه پاکستان به قابلیت های جهانی شدن صنعت سوزن دوزی و استعدادهای موجود در این هنر منحصربفرد پی برده و در سالهای دهه پنجاه این کشور با راه اندازی کمپانی های تولید مواد اولیه محصولات سوزن دوزی و تولید و دوخت و دوز لباس های بلوچی توانست یکی از قطب های موثر در صنعت سوزن دوزی باشد و با بازاریابی و شناساندن هنر سوزن دوزی توانست جای پای خود را در عرصه مد و لباس در بازارهای جهانی باز نماید.
در حال حاضر بیشترین مواد اولیه سوزن دوزی بلوچ از جمله کاموا،پارچه،آینه و نوارهای نخی مصرفی سوزن دوزان ایرانی تولیدی کشور پاکستان است که رونق خرید و فروش این محصولات پاکستانی در بازارهای استانهای همجوار پاکستان علی الخصوص سیستان و بلوچستان از سالهای دور باعث شده اقتصاد بخش لباس و پوشاک در این کشور همسایه پررونق گردد.
حمایت از طراحان لباس و صنعت گران سوزن دوزی
گرچه طی سالهای اخیر تعداد معدودی از طراحان بلوچ مد و لباس با هزینه شخصی بدون هیچگونه حمایت دولتی با دایر نمودن نمایشگاه ها و مزون های لباس در تهران توانسته اند با غلبه بر مشکلات قدم های موثری را در معرفی سوزن دوزی بلوچی بردارند اما می طلبد نهادهای حمایتی و وابسته نسبت به میراث فرهنگی ایران زمین بیش از این تعلل و کم توجهی ننمایند و اقدامی موثر و برنامه ریزی اصولی در راستای رونق اقتصاد ایران در بخش مد و لباس ایرانی و اسلامی نمایند.
با وجود پتانسیل های موجود در سوزن دوزی بلوچ و در صورت سرمایه گذاری بخش دولتی و بازار یاربابی مناسب برون مرزی در جهت معرفی محصولات سوزن دوزی و همچنین حمایت از صنعت گران سوزن دوز بلوچ با دایر نمودن کارگاه های سوزن دوزی و البسه زنان بلوچ در مرکز می توان بر گستره علاقمندان و استفاده کنندگان این محصول جذاب افزود و صنعت مد و لباس ایرانی را از انزوا خارج ساخت.
به لطف بی مهری ها و غفلت های صورت گرفته مسئولین مربوطه و عدم شناسایی این صنعت جذاب و پرکاربرد نه تنها امروزه از استقبال بازارهای جهانی جهت خرید محصولات تولیدی دست زنان بلوچ خبری نیست بلکه اکثر سفارشات به صورت واسطه ها و با روش سنتی فقط محدود به کشورهای حاشیه خلیج فارس و چند کشور اروپایی انجام می شود که سود میلیاردی آن به جیب گشاد واسطه های سنتی در این آشفته بازار می رود و این صنعت گران هستند با ماهها صرف وقت جهت تهیه یک جفت لباس به ناچار متحمل ضرر و زیان مادی و معنوی می شوند.
کاربرد محصولات سوزن دوزی تنها به البسه زنان و مردان محدود نمی شود بلکه این هنر جذاب در صنعت مبل و میز، روپوش صندلی هواپیما،اتوبوس ها،رومیزی،دکوراسیون منزل و... می تواند کاربرد داشته باشید و همچنین تنوع پذیری لباس زنان بلوچ و کاربرد رنگ های شاد در هنر سوزن دوزی باعث شده روز به روز بر شمار علاقمندان به این هنر و البسه زنان بلوچ ا فزوده شود و هنر دست زنان بلوچ را در کانون توجه طراحان لباس و مد قرار دهد که در صورت توجه دولت به این هنر شاید سود حاصله از این صنعت جذاب و پرکاربرد کمتر از سایر صنایع پر درآمد کشور نباشید.

گسترش مواد مصرفی سوزن دوزی بصورت مقطعی
اصلی ترین مواد اولیه هنر سوزن دوزی بلوچ کاموای ابریشمی یا نخی ، سوزن،پارچه و آینه تزئینی است اما در دهه سالهای شصت و هفتاد جدا از این موارد دامنه مواد مصرفی سوزن دوزی به پولک«puolak»، زری«zari» و نوارهای ابریشمی به نام پیت «pitt» و در سالهای دهه هشتاد به نوارهای حلقه ای گسترش یافت اما بیس کار سوزن دوزی بلوچی بصورت ثابت همیشه به کاموا،آینه دکمه ای و پارچه ثابت مانده و سایر مدها و الگوها بصورت گذرا آمده و بعد از مدت کوتاهی از مد افتاده اند.

ایجاد هارمونی بین پارچه و کاموا یک فن
در هنر سوزن دوزی بلوچی توجه به همخوانی رنگ ها و ست پارچه با کاموا خود یک فن محسوب می شود و هر سوزن دوزی نمی تواند هارمونی بین پارچه و کاموا را با توجه به تنوع رنگ بالای کامواها و پارچه های مورد استفاده قرار گرفته، ایجاد نماید بلکه تنها اساتید فن و سوزن دوزان ماهر این کار را انجام می دهند تا هارمونی چشم نوازی بین رنگ پارچه با رنگ کامواها ایجاد نمایند.
وسواس در انتخاب رنگ های متنوع کامواها، استفاده از اشکال هندسی و نقوش رازآلود،تنوع در طرح های نامحدود سوزن دوزی و ظرافت دوخت ها خود یکی از شاخصه های بارز این هنر است و توجه به همین امر سبب شده سوزن دوزی بلوچ با سایر هنرهای دستی ایرانی متمایز گردد و این هنر رویایی چشم هر بیننده ای را به خود خیره نماید.
با وجود غفلت نهادهای مرتبط دولتی در معرفی و بازاریابی هنر دست سوزن دوزان بلوچ با قدرت ظرافت بالای محصول تولیدی و جذابیت آن تا حدودی این محصول توانسته بدون کمترین حمایت های دولتی راههای پر پیچ و خم شناسایی این هنر را بصورت سنتی طی نماید و جای خود را در دل دوستداران هنرهای ناب در جهان باز نماید.

سوزن دوزی در میان سایر اقوام ایرانی
سوزن دوزی نه تنها در میان مردم بلوچ رواج دارد بلکه در بین قوم ترکمن نیز مورد استفاده قرار می گیرد اما آنچه که سوزن دوزی بلوچ را با هنر سوزن دوزی ترکمن متمایز ساخته ظرافت سوزن دوزی بلوچ است.
در سوزن دوزی ترکمن استفاده از اشکال حیوانات و گل کاربرد ویژه ای دارد اما در سوزن دوزی بلوچ بیشتر طرح ها با محوریت اشکال هندسی صورت می گیرد که این طرح ها به گفته کارشناسان شباهت زیادی با طرح های سنگ نگاره ها و سفال های پیش از تاریخ است و استفاده از کامواهای ابریشمی نازک باعث شده تا سوزن دوزی بلوچ ظریف و متنوع جلوه نماید.

سوزن دوزی در سایر کشورها
سوزن دوزی در میان بلوچان کشورهای پاکستان ، افغانستان و ترکمنستان نیز رواج دارد که سوزن دوزی بلوچان افغان شباهت زیادی با سوزن دوزی ترکمنستان دارد اما سوزن دوزی پاکستان همانند سوزن دوزی ایرانی از ظرافت و لطافت ویژه ای برخوردار است و تنوع بالای رنگ های سوزن دوزی بلوچی وهمچنین استفاده از نقوش تاریخی و رمز آلود بر جذابیت سوزن دوزی بلوچی افزوده است..

اساتید سوزن دوز در فقر
باوجود قیمت های گزاف محصولات هنر دست زنان بلوچ در مزون ها و نمایشگاههای عرضه مد و لباس، اساتید برجسته این صنعت با فقر و نداری و در بدترین شکل ممکن دست و پنجه نرم می نمایند که نمونه بارز آن را می توان به استاد پرآوازه هنر سوزن دوزی ایران «مهتاب نوروزی» که سال پیش در بدترین شرایط ممکن درگذشت اشاره نمود و یا سایر اساتید از جمله «شهناز ایرندگانی »،«زرخاتون ایرندگانی » ،«جمالی خالق زاده»،«زیتون کدخدایی»که محصولات و آثار تولیدی آنان نام و آوازه ای جهانی دارند حال و روزی بهتر از مرحوم مهتاب نوروزی ندارند.

عدم حمایت از مزون داران و طراحان مد و لباس بلوچ
یک مزون دار و طراح لباس بلوچ که در تهران فعالیت دارد، با انتقاد از بی مهری های مسئولین استانی نسبت به هنر سوزن دوزی و عدم حمایت از اساتید هنر سوزن دوزی و همچنین طراحان مد و لباس بلوچ، خواستار حمایت مسئولین از هنرمندان سوزن دوز شد و گفت: در حالی که محصولات دست اساتید سوزن دوز در نمایشگاه های خارج از کشور با استقبال گسترده مواجه می شود و با قیمت های میلیاردی به فروش می رسد اما در ایران هنرمندان و اساتید برجسته سوزن دوزی در فقر و نداری و بی توجهی بسر می برند.
به گفته کامبیز صالح زهی وی بارها به اداره کل میراث فرهنگی،صنایع دستی و گردشگری استان سیستان و بلوچستان جهت دایر نمودن کارگاه سوزن دوزی در تهران به منظور شناساندن این هنر فاخر مراجعه نموده است اما مسئولین اذعان داشته که این اداره کل هیچ گونه بودجه ای در این زمینه ندارد!.
همچنین«زیتون کدخدا» یک سوزن دوز می گوید: میراث فرهنگی و گردشگری هیچگونه برنامه و فعالیت مفیدی در راستای شناسایی هنر سوزن دوزی و حمایت از هنرمندان سوزن دوز نداشته است بلکه فعالیت آنان در صدور گواهینامه سوزن دوزی محدود شده است که صدور این گواهینامه هیچ کمکی به حال این وضعیت نابسامان نکرده است .

 


[ دوشنبه 94/10/7 ] [ 10:15 صبح ] [ رئیسی ] [ نظرات () ]

شرایط آب و هوایى :

آب و هواى شهرستان سراوان گرم و خشک ،بیابانى ، کویرى و کم باران است. در تابستان هواگرم و در زمستان معتدل مى‏باشد، بادهاى موسمى هند در تابستان و بادهاى غربى مدیترانه‏ اى در زمستان موجب ریزش باران بصورت پراکنده در این شهرستان مى‏شوند.از مهمترین باد هاى منطقه مى توان به "گوریچ " اشاره نمود که در فصل زمستان از شمال به جنوب مى وزد و سرما به همراه دارد . " لوار " در فصل تابستان در این منطقه مى وزد و داراى گرماى سوز ناکى است که دماى هوا به 46 درجه سانتى گراد نیز میرسد . میانگین بارش سالانه در این شهرستان 6/104 میلی متر و متوسط دمای آن در سال 82 از 43 الی 4- درجه سانتی گراد درتغییراست .

 پوشش گیاهی
گیاهان دارویى : گیشر ، کنا ، ترات ، زیروک ، برشتوک ، داز ، گلمروک ، پنیر باد .
داز _ از جوشانده این گیاه براى درد سینه استفاده مى شود
گلمورک _ این گیاه خواص دارویى نظیر درد کشى و سم زدایى دارد هنگامى که حیوان گزندهاى مثل مار فردى را نیش بزند از ان براى سم زدایى استفاده مى شود .
پنیر باد _ این نوع بوته جزو پوشش گیاهى اصلى منطقه گشت است که داراى برگ هاى گوشتى و سبز رنگ مى باشد و خاصیت درمانى دارد . همچنین از خاک در برابر طوفان محافظت مى کند
درخت گز : درختان مسن و تنومندى که در بسیارى از نقاط این منطقه روییده است در برابر طوفان هاى شن و خشکسالى بسیار مقاوم و جلوى گرد وخاک را نیز مى گیرد .

منابع آبی
آب این شهرستان ازطریق 1269حلقه چاه 330 رشته قنات 272 رشته چشمه با میزان آبدهی 183میلیون متر مکعب و رودخانه های ماشکید با میزان آبدهی متوسط سالانه 80 میلیون متر مکعب تامین می شود.
قنات ها : از دیر باز مهمترین منبع تامین آب پس از رودخانه هاى فصلى مى باشد بطورى که گویاى فرهنگ کهن این دیار مى باشند و هر کدام بین 100 تا 5000 سال قدمت دارند در نقاط مختلف این شهرستان ، به چشم مى خورد برخى از انها بیش از 20 کیلو متر طول دارند . بناى این قنات ها از نظر فن آورى در ان زمان بهترین مهندسى را داشته اند و شیب انها طورى طراحى شده است که آب از مادر چاه تا مظهر قنات به راحتى جریان دارد .
از مهمترین رودخانه ها این شهرستان مى توان به ماشِکیلْ (ماشْکِیدْ) ،سیمش ،روتک. ورودخانه شمس آباد اشاره نمود .
. رودخانه ماشکید که از دامنه جنوبى شهرستان از نزدیکى خاش سرچشمه مى گیرد که پس از عبور از بخش زابلى ، جنوب سیب وسوران و شمال بم پشت ، جنوب اسفندک و کوهک را مشروب مى کند .

ارتفاعات :
از مهمترین ارتفاعات این شهرستان مى توان به بَمْ پُشْتْ - بیرکْ ،کوه سفید گشت ، کوه سیاجان وکوه سرخ در بم پشت اشاره نمود. رشته کوه سیاهان طولانى ترین رشته کوه در این شهرستان مى باشد که از نزدیکى هاى تفتان شروع و تا ناهوک در محدوده پاکستان ادامه دارد

 جغرافیاى انسانى
دین و زبان
مردم شهرستان سراوان دین اسلام را دارا هستند و اکثریت داراى مذهب تسنن مى باشند . زبان مردم سراوان بلوچى و در هر یک از مناطق شهرستان گویش و لهجه خاصى وجود دارد . و زبان فارسی نیز رایج است

 جمعیت:
جمعیت شهرستان سراوان بر اساس سر شمارى در سال 1385 ، 246100نفراست که از این تعداد 94987 آن شهرى و 148170 نفر روستایى مى باشند .
خوراک
خوراک هاى محلى با استفاده از مواد اولیه موجود در منطقه تهیه مى شود .
شو لو و کشک از آرد ذرت آرد گندم و ادویه مخصوص تهیه مى شود .
تباهه خوراکى از گوشت بوده است گوسفند را به مدت یک تا دو سال پروار و ذبح مى کنند ، گوشت انرا تکه تکه کرده و پس از اندود نمک ، زرد چوبه و پودر انار دانه معمولا در فضاى باز و یا داخل اتاق بزرگ آویخته و پس از خشک شدن در فصل زمستان از ان استفاده مى گردد .
شیرینى جات ، حلوا شکرى ، حلوا برى ، حلوا چنگال ، حلوا خرمه اى ، حلوا آبى
ترشى جات : حرام ( ترشى لیمو ) ترشى انبه

سوغات شهرستان
سوزن دوزى ، سفال کلپورگان ، خرما ، حصیر بافى و سکه دوزى مى باشد
.
تحصیلات
. میزان باسوادی شهرستان در سال 82 ، 1/69 درصد بوده است .در سال تحصیلی 83-1382تعداد کل دانش آموزان مقاطع مختلف تحصیلی( بدون بزرگسالان و مراکز تربیت معلم ) شهرستان 60502 نفر بوده که 23/11 درصد از دانش آموزان استان را تشکیل می دهد.از کل دانش آموزان این شهرستان 06/62 درصد در مقطع ابتدائی ، 10/23 درصد در مقطع راهنمائی ، 49/14 درصد در مقطع متوسطه و 59/9 درصد در مقطع متوسطه در رشته های فنی و حرفه ای و کار و دانش مشغول به تحصیل می باشند . 38/44 درصد از کل دانش آموزان شهرستان سراوان دانش آموزان دختر تشکیل می دهند و سهم دانش آموزان مناطق روستائی نیز94/60 درصد می باشد.در سال تحصیلی 83-1382 در شهرستان سراوان ،143 دانشجو در حال تحصیل بوده که از این تعداد 90 در صد در در دانشگاه آزاد و 10 درصد در دانشگاه پیام نور مشغول به تحصیل بوده اند

جغرافیاى اقتصادى
از قابلیتها و توانمندیهای این شهرستان که می تواند باعث رشد و توسعه سراوان گرددمی توان به موارد ذیل اشاره کرد:
1- معادن شهرستان علی الخصوص معادن کوه بیرک
2- مرز
3- صنایع دستی( سوزن دوزی ، سکه و آیینه دوزی و جواهر سازی از صنایع دستی رایج در سراوان می باشد.)
4- کشاورزی و دامپروری ( در سال زراعی 83-1382 سطح زیر کشت محصولات زراعی و باغی شهرستان سراوان بالغ بر 25471 هکتار بوده است که 9/15 درصد از سطح زیر کشت استان را تشکیل می دهد . در شهرستان سراوان، 16203460هکتار مرتع وجود دارد که به علت خشکسالی از سال 80 تاکنون هیچ علوفه ای از آن برداشت نشده است.)
5- جاذبه های گردشگری و میراث فرهنگی که در قالب صنعت توریسم فابل بررسى بوده و به تفکیک شامل موارد ذیل است :

5-1جاذبه هاى تاریخى - مذهبى سراوان
قلعه سب
این قلعه از سالمترین و زیبا ترین قلعه هاى دوره اسلامى بلوچستان مى باشد . این قلعه زیبا و مستحکم در روستایى به همین نام در فاصله 45 کیلو مترى جنوب غربى شهر سراوان در بخش سیب سوران این شهرستان واقع شده است . این بنا با مصالح عمده خشت و گل بروى صخره اى طبیعى ساخته شده است . پلان و فرم اصلى ان بصورت قاعده هرم با مقطع مستطیل مى باشد به صورتى که هر چه به ارتفاع بنا افزوده مى شود از حجم ان کاسته مى شود این بنا نزدیک به 37 متر ارتفاع دارد و از دو قسمت اصلى تشکیل شده است یکى حصار و مجموعه سازه ها و الحاقات خارجى و داخل ان و دیگرى بناى اصلى قلعه که در مرکز حیاط قرار گرفته است .

قبرستان قدیمی گشت :
قبرستان مزبور در قسمت سفلای گشت واقع و مربوط به هزاره اول قبل از میلاد می باشد در پویش های باستان شناسی انجام شده آثاری از سنگ نگاره ها که مربوط به ساکنین قدیمی گشت بوده اند یافت شده است .

قلعه کنت
در 80 کیلومترى جنوب غربى شهر سراوان در روستا ى کنت بخش هیدوچ این شهرستان واقع شده است .این مجموعه روى صخره اى طبیعى در سه طبقه ساخته شده است ورودى این قلعه در قسمت جنوبى ان در حدود 13 متر از سطح زمین ارتفاع دارد که به حیاط جنوبى قلعه منتهى مى شود .اطراف حیاط مرکزى طبقه عامه نشین مى باشد که داراى 11 اتاق ، شامل اصطبل ، انبار ، و .... است و پله اى در شمال قسمت حاکم نشین قلعه ارتباط انرا با سایر طبقات فراهم مى کند . راهرویى در قسمت شمالى اتاق ها قسمت شرقى قلعه را به مرتبط مى سازد در ضلع غربى دو برج نگبانى و همچنین دور تا دور قلعه غلامگرد جهت حفاظت قلعه و دفاع از ان است . این قلعه به دستور حاکم محلى و توسط معماران بومى در دوره افشاریه ساخته شده است .

شهرتاریخى جالق
یکی از قدیمی ترین نقاط سروان جالق است. جالق محل سکنی اولیه یعقوب لیث و مامن اصلی عیاران همراه وی بوده که قلعه های مربوط به یعقوب لیث و صفاریان در این شهر موجودند.

تپه روباهک :
از جمله سنبل های تاریخی که در زمره جذابیت های خاص این شهرستان می باشد که براساس نظر کارشناسان امر از نظر سابقه تاریخی قدمت آن به شهر سوخته زابل می رسد که با انجام کار کارشناسی و تهیه و تامین اعتبارات کافی و بیرون اوردن زمینه های سابقه تاریخی این شهرستان و اهمیت آن در گذشته خواهد شد .

5-2جاذبه هاى فرهنگى
از ان جایى که این منطقه از زمانهاى گذشته یکى از مناطق محروم و دور افتاده بوده و در نقطه صفر مرزى واقع شده است کمتر مورد توجه بوده و از علوم و فنون جدید بهره کافى را نبرده اما با این حال پس از شروع به کار مدارس حکومتى عده اى از جوانان این شهرستان از خود نبوغ نشان داده اند که از ان جمله مى توان به دکتر رحمانى اشاره نمود .حمید الله مراد زهى در رشته حقوق سر آمد منطقه بود بطورى که بعنوان عضو شوراى تدوین قانون نظام مقدس جمهورى اسلامى در مجلس خبرگان حضور داشت . مولوى شهداد مسکانزهى نیز از مشاهیر و علماى منطقه است که از وى بیش از 20 جلد کتاب در زمینه تالیف و ترجمه علوم و معارف اسلامى به یادگار مانده است . مولوى عبد العزیز ساداتى نیز از مشاهیر منطقه است که با احیاى حوزه علمیه دارالعلوم زنگیان که از ان طلاب زیادى فارغ التحصیل شدند خدمت زیادى به مردم منطقه نمود.علاوه بر مشاهیر نامبرده از جاذبه هاى فرهنگى منطقه میتوان به موارد ذیل اشاره نمود :

مسجد جامع دزک
این مسجد در روستایى به همین نام در سه کیلومترى شرق سراوان واقع شده است و از جمله مساجد اولیه و کهن استان به شمار مى رود . مصالح اصلى و اولیه مسجد از خشت خام و ملاط گل است .
براى اولین بار در متون تاریخى از این بنادر در قرن چهارم هجرى نام برده شده تا کنون به دفعات باسازى شده است و معمار ان سعى نموده که با استفاده از عناصر معمارى ساده تزئینى بهمسجد جلوه اى خاص بدهد از جمله مى توان به تزئینات داخل شبستان تابستانى در جبهه غربى اشاره نمود . دیوار هاى داخلى و شمالى جنوبى و غربى داراى طاق نماهاى تزئینى و تزئینات دندان موشى است که میتوان ان را صورت اولیه مقرنس کارى به شمار آورد . از قسمت هاى اصلى مى توان به شبستان هاى غربى و شرقى ، حیاط مرکزى و چله خانه اشاره نمود .

کارگاه قدیمى سفال کلپورگان:
بناى این کار گاه هنرى به یادگار مانده از هنر سفال گرى هزاره هاى قبل از میلاد منطقه است در روستایى به همین نام در فاصله 25 کیلو مترى جنوب شرق شهر سراوان و در فاصله 100 مترى قسمت جنوبى جاده آسفالته سراوان ، بم پشت واقع شده است . خاک این منطقه دارای مقدار زیادی رس است که موجب شده تا در گذشته و حال صنعت سفالگری و کاشی تزئینی در آن رونق زیادی داشته باشد. طورى که سفال آن به نقاط بسیاری صادر می گردیده است.
5
5-3جاذبه هاى طبیعى
سنگ نگاره ها از مهمترین جاذبه هاى طبیعى- تاریخى شهر سراوان مى باشند که از مهمترین آنها میتوان به موارد ذیل اشاره نمود:

سنگ نگاره شیر پلنگان
این اثر در فاصله 12 کیلومترى شمال سراوان و در ادامه مسیر دره کندیک و در محلى بنام دره شیر و پلنگان که از رشته کوههاى سیاهان سراوان مى باشد واقع شده است . در داخل دره کندیک پس از طى مسافتى به محلى مى رسیم که دره در ان قسمت بسیار تنگ تر و کم عرض تر مى شود عرض ان به حدود 8 تا10 متر و حدود 5/2 متر ارتفاع مى رسد این دره را به واسطه وجود نقوش خاص دره شیر پلنگان مى نامند چرا که در این نقش یک حیوان درنده همانند پلنگ یا شیر با دمى بلند برافراشته بر روى صخره اى در ارتفاع 5 مترى به همراه نقوش کم رنگ ومحو چهار انسان دیده مى شوند که در میان این نقش انسان نفر دوم از سمت راست داراى وضوح بیشترى است و به نظر مى رسد این چهار نفر در حال دویدن به دنبال هم و یا اجراى مراسمى خاص مى باشند . در سمت راست دره به طرف شمال نقش انسانى دیده مى شود که بزى را شکار کرده و گردن ان را گرفته و در حال کشیدن ان با خود است در سمت چپ دره صخره اصلى در ارتفاع حدود 14 مترى دیده مى شود این محل به علت ارتفاع زیاد و عدم راه دسیابى به ان نقوش انسانى و حیوانى متنوع بدون نظم و انسجام و یکپارچگى در کنار هم قرار گرفته است . از جمله نقوش کهن و اولیه این صخره مى توان به گله اى متشکل از هفت بز وحشى با شاخ هاى بلند و بدن کشیده با یک نقش انسان در کنار هم مى باشند نقوش دیگرى بعدا بروى این تصاویر نقش شده و جدید تر مى باشند و عبارتند از نقش انسان برهنه با بدن کاملا مثلثى شکل و نقوش و پنجه هاى دست انسان و نقوش حیوانى همانند نقش پلنگ با شیر و یا نقش دو شمشیر و .....

سنگ نگاره دره نگاران ناهوک
در هفتاد کیلو مترى شمال غرب شهر سراوان و در فاصله 36 کیلو مترى شمال غربى روستا ناهوک بخش جالق شهرستان سراوان در دره اى بنام دره نگاران مجموعه اى کم نظیر از نقش و نگار بر روى صخره ها ایجاد شده است این محل در انتها ى دشت سر دشت ناهوک دقیقا در انتهاى دشت آبرفتى سر دشت قرار گرفته داراى آب و هوایى مصفا و دره اى پر آب مى باشد . وجه تسمیه این محل بر گرفته از نگار گرى ها اصیل و تحسین بر انگیزى است که نگار گران دوران گذشته از خود بر سینه صخره ها به یادگار گذاشته اند .به نظر مى رسد مهاجرانى در اولین هزاره هاى پیش از میلاد به این سر زمین واردشده و با بومیان ان بر سر تصاحب محل به جنگ و ستیز پرداخته و عاقبت بر آنان پیروز شده اند . مهاجمان غالبا سوار بر اسب با شمشیر با تیر و کمان و کمند و در حال جنگ و شکار با مردمان پیاده بومى مى باشند عمده ترین نقوش دره نگاران عبارتند از نقوش انسانى و نقوش حیوانى .
1_ نقوش انسانى به دو صورت برهنه و دیگرى ملبس مى باشند
2_ نقوش حیوانى ، حیواناتى همچون اسب ، خر وحشى ( گورخر نژاد ایرانى بدون خط ) قوچ ، بز ، مار ، گاو کوهاندار ، شتر دو کوهانه ، سگ ، گرگ ، رو باه ، شغال ، یوز پلنگ و .... مى باشند که تمامى سطوح صخره هاى این دره را آذین بسته اند .

تپه نمکى
پدیده اى طبیعى و کم نظیر آرمیده در نقطه میانى روستاى گشت واقع در شهرستان سراوان است شامل تپه اى نمکین مملو از املاح معدنى است که آرام آرام از دل آب جوشیده و بر سطح زمین روان مى گردد تپه حاصله نمک به جا مانده از این آب است . این مکان در گذشته مورد احترام وزیار ت مردم بوده است . در زمان زلزله از ان آب فوران میکرده و مردم محلى معتقدند در صورتى که پاى دزد را در ان فرو برند در ان گیر مى کند و براى رهایى از ان باید حیوانى قربانى کنند .
از دیگر آثار و جاذبه هاى طبیعى در این شهر مى توان به باغات نخیل ، درخت کهن‏سال سرو سرجو، چشمه های زبیای آهوران....... اشاره نمود.

راهکارهای پیشرفت و توسعه سراوان
علیرغم راههاى رشد اقتصادى در این شهرستان ،مواردی همچون بیکاری ، خشکسالی ، عدم وجود واحدهای صنعتی بزرگ و محرومیت ناشی از عدم توجه درست مانع رشد و توسعه این شهرستان شده است راهکارهای پیشرفت و توسعه سراوان شرح ذیل می باشند:
1- توجه به زیرساختهای توسعه ( راهسازی و راه اندازی فرودگاه ، توسعه ارتباطات )
2- مهار آب رودخانه های فصلی و بویژه رودخانه های مرزی
3-توجه به عمران روستایی و گسترش قضاهای آموزشی ، بهداشتی
4-حفظ ، حرمت و شناساندن آثار تاریخی ، میراث فرهنگی و جاذبه های گردشگری
5-توجه به توسعه منابع انسانی بعنوان یکی از عوامل مهم توسعه ( توجه به آموزش و پرورش و مراکز آموزش عالی )
5-فعال نمودن بازارچه های مرزی و گمرک مستقل
6- فعال نمودن پست قرنطینه دامی کوچک
7- اتمام مطالعات اکتشافی معادن شهرستان بویژه معادن کوه بیرک و بهره برداری از آنها
8- راه اندازی گمرک رسمی کوهک برای توسعه صادرات و تجارت سالم

4- جغرافیاى تاریخى
4-1وجه تسمیه
شستون مرکز شهرستان سراوان است و هم اکنون شهر سراوان نامیده مى شود ، در گذشته به ان سر استون ، شستون و شهستان اطلاق مى شده است .
سراستون : منطقه اى که در ان بارندگى زیاد اتفاق مى افتد .
شستون : چشمه جوشان با توجه به رشته قنات جارى در شهر سراوان و فراوانى آب .
شهستان : تمام حکام منطقه از این دیار برخاسته اند .
( " سرا به معناى جا و مکان و "وان " به جاى مرتفع و بلند اطلاق مى شود ) بطورى که در مکاتبات پس از سال 1307 رسما از این منطقه به عنوان سراوان یاد مى شود .

4-2پیدایش یا خاستگاه دوره هاى تاریخى
نخستین و مهمترین سکونتگاههاى اولیه و آبادى هاى شهرستان سراوان در مناطقى همچون جالق ، زابلى ،ناهوک ، سب ، کنت ، کوهک ، دزک در حاشیه و یا در نزدیکى رود خانه هاى این شهرستان پدید آمده است .عوامل طبیعى همچون زلزله و یا قحط سالى موجب کوچ مردم از این منطقه گشته است با کاوش روى تپه هاى باستانى مى توان زوایاى دیگرى از تاریخ کهن منطقه را شناسایى نمود و به ان دست پیدا کرد

4-3پیشینه باستانى و تاریخى سراوان
آثار کشف شده و شواهد تاریخى ، تپه ها و محوطه هاى باستانى و سنگ نگاره هاى به جا مانده از دوران گذشته ، قبرستان هاى تاریخى حکایت از سکونت هاى انسانى در هزاره هاى پیش از تاریخ در منطقه را دارد.بطورى که این آثار متعدد تاریخى و باستانى ، شهرستان سراوان را به گهواره تاریخ تمدن مبدل ساخته است . ا کنون بیش از 420 اثر فرهنگى ، باستانى و تاریخى در این شهرستان مربوط به دوران هاى پیش از تاریخ ، تاریخى و اسلامى شناسا یى شده است که این آثار سراوان را به یک موزه از تکامل انسان در عصر شکار ، شبانى و کشاورزى مبدل نموده است بدون شک در عصر پیش از تاریخ فرهنگ هاى متعددى در منطقه در حاشیه رود خانه بزرگ این شهرستان وجود داشته است که بقایاى انها به صورت محوطه ها و تپه ها شناسایى گردیده است . علاوه بر دوران پیش از تاریخ در شهرستان سراوان آثار فراوانى نیز از دوره هاى تاریخى ( خصوصا سلسله هاى اشکانى و ساسا نى ) شناسایى شده اند که از مهمترین انها مى توان به تپه هاى میر على جالق ، تپه هوشک ، تپه کلانک بخشان ، تپه مهرگان و .... اشاره نمود . از مهمترین آثار دوره اسلامى در شهرستان سراوان نیز مى توان به یکى از کهن ترین مساجد استان در روستاى دزک و همچنین مجموعه اى از مقابر ، مساجد و مناره ها و گورستان ها و قلاع و استحکامات نظامى و تدافعى و مسکونى دوره اسلا مى اشاره نمود که نشانگر تداوم استقرار و سکونت در این منطقه از هزاره هاى پیش از تاریخ تا عصر حاضر مى باشد .

 


[ یکشنبه 94/10/6 ] [ 9:17 صبح ] [ رئیسی ] [ نظرات () ]
شهرستان‌های استان سیستان و بلوچستان
نام‌شهرستان جمعیت زبان
شهرستان زاهدان 575116 زبان بلوچی،زبان فارسی
شهرستان فنوج 40000 زبان بلوچی،زبان فارسی
شهرستان ایرانشهر 119978 زبان بلوچی،زبان فارسی
شهرستان زابل 152370 زبان فارسی،گویش سیستانی،زبان بلوچی
شهرستان سراوان جمعیت کل 173193 زبان بلوچی،زبان فارسی
شهرستان سیب و سوران 12158 زبان بلوچی،زبان فارسی
شهرستان نیکشهر 14483 زبان بلوچی،زبان فارسی
شهرستان چابهار 90245 زبان فارسی،زبان بلوچی،لهجه جدگالی
شهرستان قصرقند 8106 زبان بلوچی،زبان فارسی
شهرستان دلگان 8310 زبان بلوچی،زبان فارسی
شهرستان خاش 57298 زبان بلوچی،زبان فارسی
شهرستان سرباز 23392 زبان بلوچی،زبان فارسی
شهرستان مهرستان 62?765 زبان بلوچی،زبان فارسی
شهرستان کنارک 38852 زبان بلوچی،زبان بلوچی
شهرستان میرجاوه 8113 زبان بلوچی،زبان فارسی
شهرستان زهک 14324 زبان بلوچی،زبان فارسی،گویش سیستانی
شهرستان نیمروز زبان فارسی،زبان بلوچی
شهرستان هامون 44376 زبان فارسی،گویش سیستانی،زبان بلوچی
شهرستان هیرمند 74273 زبان فارسی،زبان بلوچی

[ سه شنبه 93/11/28 ] [ 8:59 صبح ] [ رئیسی ] [ نظرات () ]

ثروت نهفته سیستان و بلوچستان هیچ گاه نمی تواند از دیده پنهان بماند ولو غبار ضخیم کم توجهی چهره این منطقه را کدر نشان دهد. وجود اشرار و مواد مخدر نیز نمی تواند به پیشینه پر عظمت این منطقه خدشه ای وارد کند. این غبارها که برداشته شود گوهر وجودی سیستان و بلوچستان را می توان اندکی دید. نسل فعلی در سالهای اخیر نتوانست از این سرمایه بهره برداری کند. بهتر بگوییم اصلا این سرمایه را ندید. ناملایمات طبیعی چون خشکسالی نیز بر رنج و تعب مردمان این منطقه افزود و آنها را گرفتار رتق و فتق ابتدایی ترین نیازهایی کرد که بیش از نیم قرن پیش برای پایتخت نشینان مرتفع شده بود. کمبود آب، بیکاری و تبعیض ها ردی عمیق در این استان برجای گذاشته است. دولت قصد کرده است این شکاف طبقاتی را با برنامه ها یش پر کند. توسعه گردشگری می تواند مناسب ترین گزینه باشد اما زیر ساختها به هیچ وجه کافی نیست. هم اکنون به سختی می توانید آژانس خدمات مسافرتی و جهانگردی بیابید که یک گشت مسافرتی به استان سیستان و بلوچستان، دومین استان پهناور کشور را به شما عرضه کند. متصدی این آژانس چیزی در چنته برای عرضه به شما نخواهد داشت. زیرا پیش تر نکات مبهم این سفر هنوز برایش روشن نشده است. از کدام مسیر برود و در بین راه، کجاها توقف کند؟! در کدام هتل، مسافر را سکنی دهد؟ و از همه مهم تر وضعیت راه آنجا چگونه است؟! اینها پرسش هایی است که البته در ذهن بسیاری از مردم عادی نسبت به موقعیت گردشگری این استان چرخ می زند. تصور وجود قاچاق مواد مخدر و اشرار نیز که همراه با نام این استان فی البداهه به ذهن همه خطور می کند. حتی گروه ویژه ماهنامه سفر که تصمیم گرفتند به سیستان و بلوچستان یک هفته ای سفر کنند با واکنش نزدیکان روبه رو شدند: "آنجا ناامن است". اما ماجرای سیستان و بلوچستان به راستی چیست؟ دوشنبه روزی من، عباس جعفری و محمد راکبی همکاران ماهنامه سفر در فرودگاه مهرآباد ساعت 6 صبح بر سر قراری رسیدیم که آغاز شروع یک سفر تحقیقاتی بود. قرار بود طی 7 روز زاهدان، زابل و از آنجا تا چابهار را زمینی سفر کنیم. راکبی مسئول تدارکات سفر و هماهنگ کننده انجام مصاحبه ها بود. عباس جعفری هم انواع لنز و پایه دوربین را لحظه ای از خود دور نمی کرد. شاتر دوربین پرابهتش برای شکار لحظه آماده بود. در ده دقیقه نخست پرواز این موضوع ثابت شد. از پشت شیشه هواپیما قله دماوند که در میان دود و مه صبحگاهی بر بستر نارنجی رنگ افق سر برافراشته بود، به زیبایی شکار شد. دماوند شروع شکار لحظه بود. دو روز قبل از این زمان، مقامات محلی آنجا ما را مطمئن کردند که حداقل تسهیلات برای اقامت و سفر زمینی ما مهیاست. قصد از سفر، ایجاد درک و قضاوت بهتر نسبت به گوشه ای دور افتاده، اما مهم، از این سرزمین تاریخی بود. و البته بسیار تاسف بار است که دیدیم چگونه مردمانی اینچنین فروتنانه سالهاست به رنج و تعب ناشی از ناملایمات طبیعی و انسانی خو گرفته اند و بر بستر گنجی گرانبها و تمدنی سترگ اینچنین فقیرانه می زیند. در تقسیمات جغرافیایی امروزی، سیستان و بلوچستان با در اختیار داشتن 4/11 درصد از مساحت کل کشور دومین استان پهناور بعد از استان کرمان است. سیستان گذشته های دور، زادگاه رستم دستان و به تعبیر کتاب اوستا یازدهمین سرزمینی است که اهورامزدا آن را آفرید. تاریخ نگاران سیستان را به گرشاسب، یکی از نوادگان کیومرث نسبت داده اند. "نیمروز" نیز در برخی روایات به نام دیگر سیستان مشهور است. پهلوانان سیستان اسطوره هایی چون زال، سام و رستم بوده اند. رستم قهرمانی بوده است که مردم ایران آن را آفریده بودند اما فردوسی از این قهرمان مردمی چهره ای ادبی، جهانی و جاودانه ساخت. اما سیستان امروز با مشکلاتی دست و پنجه نرم می کند که رستم به خواب هم نمی دید. زخم ناشی از بی توجهی طی سالها، ردی عمیق بر پیکره این منطقه برجای گذاشته است. این اثر را با چشم غیرمسلح هم می توان دید. بلوچهای امروز نیز که بیش از 18 طایفه دارند، ساکنان دیگر این استان پهناور را شکل داده اند؛ صدها سال پیش در این مکان اسکان یافتند- نژادی ایرانی مانند اقوام کرد و تاجیک. این قوم توانستند علی رغم آمیزشهای نژادی با عربها و مغولها و نیز همجواری با اقوام هندو، خصایص نژادی و زبانی خود را حفظ کنند. مردانی با لباده بلند، یک دستار سفید، کمربند ضخیم و یک جفت جوراب دست بافت با کفشهایی سربالا و نوک تیز. این چهره بلوچ البته کمی تغییر کرده است. کفشهای کتانی و چرمی جای نوع سنتی را گرفته است و تنها به لباسهای گشاد اکتفا کرده اند. زنان نیزاغلب یک پیراهن بلند بر تن دارند و سرشان را با دستار بزرگی می پوشانند و با زیورآلاتی خود را می آرایند که مشابه آن در اقوام دیگر ایرانی کمتر دیده می شود. زاهدان زاهدان، شهر گونه گونیها تقریبا صبح زود به زاهدان رسیدیم. اما کار از همان زمان شروع شده بود. ساعت 5/7 صبح برخی اداره ها کار را آغاز می کنند. پس از استراحتی کوتاه خود را آماده کردیم با شهر آشنا شویم. با مردم و با پیشه آنها. به بازار چهارراه رسولی رفتیم. مکانی که از شیر مرغ تا جان آدمیزاد را می فروشند و تصور می کنم تنها جایی است که می توان یک دوربین فیلمبرداری دست دوم را به قیمت 100 هزار تومان خرید. یک مغازه فقط دوربین دست دوم می فروشد و مغازه ای دیگر فقط دوربین عکاسی دست دوم. و حجره های بعد لباسهای دست دوم. همین طور شلوار جین 7 هزار تومانی که به قول فروشنده، پولدارهای تهرانی در بهترین بازارهای میرداماد و گاندی آن را بالای 30 هزار تومان می خرند. صنعت نساجی هند و پاکستان از طریق بازارچه های مرزی جای پای محکمی در این بازار بازکرده است. برنج باسماتی نیز تقریبا در اکثر بقالیها تا سقف چیده شده است که ظاهرا طرفداران پرو پا قرصی دارد. سکه دوزی یا آینه دوزی، سوزن دوزی بلوچی، البسه هندی و پاکستانی، مصنوعات خارجی، چای و ادویه در این بازار یافت می شود. در یکی از مغازه ها یک آینه دوزی بسیار با ظرافت دیدیم. به قول محمد راکبی حسابی چشم، پای آن ضعیف شده است. در میان انواع دست دوم ها در بازار رسولی البته جنسهای منحصر به فرد منطقه ای هم به چشم می آید. مانند ترشیهای مخصوص یا ادویه جات هندی. لباسهای به اصطلاح تاناکورا، چروکیده بر روی هم تلنبارند. در بینشان تک و توک مارک معروف دیده می شود انواع چرم با آسترهای پاره و فرسوده. فروشنده ای به شوخی یا به جد می گفت: " این لباسها از تن مردگان پیر و جوان جنگ افغانستان به این ور آمده است." کمی ترش کردیم. عباس عکس می گیرد و فروشندگان و رهگذران بومی با خنده سر به سر ما می گذارند. راکبی می گوید مراقب باش! نکند از عکاسی تو ناراحت شوند. عباس جعفری می گوید من باید بیشتر مراقب پلیس باشم که مزاحم عکاسی من نشود، با مردم همیشه کنار می آیم. اینکه پلیس چقدر می فهمد توریست برای مردم این منطقه درآمد دارد، دیالوگ غالب ما در این سفر بود. پلیس ها و نیروی انتظامی و سربازان وظیفه ای که در بین راه مراقب تردد در جاده ها و معابر بودند برای رفتار با گردشگر به ویژه آنانی که تنها سفر می کنند باید آموزش کافی ببینند، فاقد این بودند. لباسهایشان شیک شده و الگانس سوار می شوند. لازم است رفتار حرفه ای با گردشگر را نیز به ذهن بسپارند. حضور دانشگاه آزاد و دولتی بیش از یک دهه پیش در این منطقه تحصیل کرده فراوان بومی و غیربومی تربیت کرده است. چهره شهر با حضور این افراد به کلی دگرگون شده است. دانشجویان دختر و پسر جوان غیربومی برای صرف چای؛ قهوه و بستنی به لابی هتل استقلال محل اقامت ما در هر بعد از ظهر می آمدند. با هم گپی می زدند و می رفتند. در عین حال که کاملا مشخص بود گروه زیادی از مسافران غیر بومی برای شرکت در همایشها و یا اجرای پروژه های مهندسی و عمرانی به این شهر سفر کرده اند. اما حضور گردشگر همچنان یک غایب بزرگ است. بیش ترین درصد بیکاری نیز به این استان تعلق دارد: 18 درصد. استاندار گفت که 7 درصد تا میانگین بیکاری نسبت به کل کشور فاصله داریم. آمار تحصیل کرده ها زیاد شده است. قبلا بی سوادان بیکار بودند، اما امروز تحصیل کرده های بیکار، زیادند. این موضوع قدری به نحوه مدیریت استان برمی گردد. برخی از مردم می گفتند که در گزینش برای شغل قبل از هرچیز پارتی بازی و فامیل بازی حرف اول را می زند. با این دیدگاه در طول سفر زیاد برخورد کردیم. خشکسالی 6 سال پیاپی هم به این آفت دامن زده است. زنگ خطر به هرحال پر آونگ تر از هر زمانی شنیده می شود. اعتیاد و افسردگی پیامدهای بارز بیکاری است و به مثابه بهمنی باسواد و بی سواد را یکجا با خود می برد. مقامات و مسئولان استان به خوبی می دانند که بیکاری، اعتیاد و فقر آتش زیر خاکستر است. برای ریشه کنی این پدیده مدتهاست حرفهای امیدوارکننده شنیده می شود. غیربومی ها نیز در زاهدان زندگی می کنند. مردمانی از بیرجند، کرمان یا مشهد به این شهر آمده اند و برای خود شغلهای مختلفی دست و پا کرده اند. همین طور ساکنان غیرایرانی. در حومه شهر خانه هایی است که در ورودی ندارد و تنها با یک پرده پوشیده شده است. مردمانی در این منطقه زندگی می کنند که به راستی فقیرند. حتی در ظاهر به نظر می رسد که برخی از حومه نشینان زاهدان غیرایرانی باشند و مشخصات آنها جایی ثبت نشده باشد. قرار گرفتن زاهدان در شاهراههای پاکستان،هندوستان، خراسان، کرمان و بلوچستان، وجود فرودگاه بین المللی و راه آهن ایران - پاکستان به هر حال راه ورود غیربومیان را به زاهدان هموار کرده است. مسجد جامع مکی بزرگ ترین مسجد اهل سنت کشور که گچبری و تزئینات منحصر به فردی دارد و متأثر از معماری هندی است از دیگر دیدنیهای این شهر است. موزه مردم شناسی، معبد سیکها، متعلق به سیکهای هندی تبار مقیم زاهدان، تفرجگاه براسان در فاصله 4 کیلومتری غرب زاهدان، کتابخانه استاد کامبوزیا در فاصله 2 کیلومتری شمال شهر، جذابیتهای به یادماندنی شهرستان زاهدان است. زابل زابل، بهشت باستان شناسان از اول وقت روز بعد آماده بودیم تا فاصله 215 کیلومتری شمال زاهدان را به سمت زابل بپیماییم. منطقه سیستان به دلیل کثرت، تنوع و قدمت آثار کهن به بهشت باستان شناسان شهره است. اما ما فقط می توانستیم سه سایت باستانی این منطقه یعنی شهرسوخته، دهانه غلامان و کوه خواجه را ببینیم که همین هم غنیمت بود. ضمن اینکه عباس هم نگران بود نور را برای عکاسی از دست ندهد. پس برنامه ریزی کردیم چه زمانی در چه مکانی قرار بگیریم. در جاده تک بانده مسیر قرار گرفتیم. جاده خلوت بود و بی سر وصدا. گه گاهی خودروهای سنگین یا وانت ها با سرعت جولان می دادند. بوق زدن پی در پی در سطح شهر و جاده بسیار مرسوم و کلافه کننده است. در بین راه مکان مرتبِ بین راهی یا به قولی مجتمع خدمات رفاهی نیافتیم. بنابراین مجبور بودیم تخت گاز برویم و این البته یک نقطه ضعف بزرگ است که بین دو شهر بزرگ و مهم استان این چنین برهوت حاکم باشد. در بین راه پاسگاه های پلیس مراقب تردد بودند. خودروها کنترل شده یا نشده می گذشتند. بیش ترین زمان توقف خودرو در ایستگاه کوله سنگی بود. اصل گواهینامه، کارت خودرو و گاهی صندق عقب بازرسی می شد. این پاسگاه نیروی انتظامی روش جالبی برای بازرسی و توقف خودروها به کار بسته بود. در حدود 20 متر در دو طرف پاسگاه های بازرسی تیغه هایی در کف زمین تعبیه شده است که اگر به اتومبیلی مظنون شدند و اتومبیل قصد فرار داشت، سرباز دسته را پایین آورد تا تیغه ها رو به آسمان قرار بگیرد. به این ترتیب پیش روی خودرو فراری، یک ردیف تیغه سبز می شدند که در صورت عبور خودرو، جفت چرخ ها در جا می ترکید. این روش به ویژه برای خودرو هایی که مشکوک به حمل قاچاق هستند هیچ چاره فراری باقی نمی گذاشت. در بین راه زابل، اکثر پاسگاه ها چنین شیوه ای به کار برده اند. اما خلوتی جاده همچنان سئوال برانگیز بود. عباس هر از گاهی از خودرو بیرون می جهید تا لحظه ای را ثبت کند. یکی از سوژه ها، نوجوانانی بودند که در برکه گل آلودی شیرجه می زدند. لذت و شعفی که از شنا کردن در گودال گل آلود در چهره شان موج می زد ما را به فکر فرو برد. در تهران نشسته ایم آب آشامیدنی را لوله کشی شده از بام تا شام به سر و صورت و خودرو و حیاط خانه می ریزیم. کاری که در ناف اروپا هم انجام نمی دهند و نمی دانیم در گوشه ای از این مملکت تنی به آبِ گل آلود زدن چه غنیمت بزرگی است. تا کیلومترها در حوالی این برکه آبادی یا روستایی ندیدیم، حیران از اینکه این بچه ها چه مسافت طولانی را طی کردند تا بدین جا رسیدند. سوار شدیم و قصد شهر سوخته کردیم. شهرنشینی در 7 هزار سال پیش شهر سوخته از دور نمایان شد. منطقه ای که ردیفهای باقی مانده آجریش را با کاهگل پوشانده اند تا از گزند باد و باران و احیانا دله دزدها در امان بماند. مطمئن نیستیم این کار چقدر به حفاظت از این منطقه کمک می کند اما تقریبا شهر سوخته را به حال خود رها شده یافتیم. کاوشگران نقاطی را برای حفاری های آتی تعیین کرده بودند اما یک دفتر بسیار ساده و یک مامور مراقب این آثار سترگ است. مگر شهر سوخته چه اهمیتی دارد؟ شهر سوخته بقایای آشکار زندگی شهرنشینی در حدود 7 هزار سال پیش است. 2500 سال پیش از میلاد این منطقه، بزرگ ترین شهر و مرکز تمدن در دنیای شرق بوده است. این محوطه را آغاز شهرنشینی در کل جهان دانسته اند. با کمال تعجب خرده سفالهای قدیمی را به راحتی می توانید در محوطه پیدا کنید. خرده هایی که نقش و نگار بر روی آن هنوز برجاست! در حدود 7 سال است که باستان شناسان سرگرم مطالعه شهر سوخته هستند. تاکنون 8 فصل کاوش و حفاری در این منطقه انجام شده است به دلیل تازه بودن عملیات کاوش، این منطقه پر از رمز و راز است. آنها هرلحظه منتظرند به اکتشافات جدیدی در این منطقه برسند. نام واقعی این منطقه نیز هنوز مشخص نیست. اما گمان می رود یکی از شهرهای باستانی بسیار مهم و صاحب قدرت منطقه نیمه شرقی فلات ایران باشد. گروهی از کارشناسان به نوشته های سومریان استناد می کنند و اصل و نسب این منطقه را به دولتشهرهای «ارت»، «مهاراشی»، «مکن»، «ملوخا» وشهرهای دیگر ربط می دهند. طبق نوشته های سومریان و مشخصات جغرافیایی که آنها می دهند،‌ عموما این شهرها باید در شرق ایران واقع شده باشند. «جان هنسمن»، باستان شناس انگلیسی، شهر سوخته را مطابق با شهر «ارت» می داند، ولی باستان شناسان واقع بین امیدوارند با یافتن کتیبه ای در همین اطراف به نام واقعی این شهر برسند. اما همین یافته های 7 ساله اخیر حیرت انگیز است. یکی اینکه منطقه نیمه بیابانی فعلی در گذشته یک منطقه بسیار خوش آب و علف و ماوای متمدنان آن زمان بوده است. باستان شناسان با شکافتن گورها، دیدند که ابزار کار صاحبان صنعت و شاغلان به همراه آنان دفن شده است. قبور صنعتگران، جواهرسازان، نقاشان سفال و حتی دامداران بر مبنای ابزاری که همراه آنان در گور یافت شده به طور کامل قابل شناسایی و تمایز است. حتی مهرهای مهمی در برخی از گورها یافت شد که متعلق به زنان بود و ثابت کرد که زنان در آن دوران در مصدر تصمیم گیری و کارهای مهم بودند. مردان به کشاورزی، ماهیگیری و سفالگری در خارج از شهر مشغول بودند. در تازه ترین کاوش در اسفندماه سال گذشته باستان شناسان یک خط کش چوبی با شیارهایی به فواصل منظم پیدا کردند. پس از بررسی این قطعه چوب زیر میکروسکوپ، مشخص شد که ابعاد این شیارها به اندازه‌های یک میلی‌متر و نیم میلی‌متر تقسیم شده‌اند. این کشف نشان داد که مردمان این منطقه با ابزار دقیق سروکار داشتند. آنها در 5 هزار سال پیش پارچه می‌بافته‌اند. پارچه‌هایی به 2 تا 3 رنگ شبیه پارچه‌های امروزی. امروز پس از 5 هزار سال هنوز این پارچه‌ها و طنابها سالم مانده است. کار اصلی مردمان شهر سوخته سنگ تراشی و ساخت زیور‌آلات بسیار قیمتی بوده است. در منطقه شهر سوخته انواع سنگهای فیروزه، لاجورد، سنگهای صابونی بسیار زیبا و عقیق یافت می‌شود. آنان این سنگها را تراش داده و بسیار هنرمندانه به عنوان گردنبند و دستبند عرضه می کردند. روز تقریبا به نیمه رسیده بود و نور مستقیم می بارید. از شهر سوخته خارج شدیم. تا زابل مسیر کوتاهی پیش رو داشتیم گشتی در شهر زدیم. اما هیچ جا نتوانستیم بنزین بزنیم. به ما گفته شد که بنزین در این شهر جیره بندی است و هر لیتر آن کیمیاست. به سمت مرز میلک رفتیم. منطقه ای که به تازگی با احداث پل بر روی رودخانه هیرمند امکان مبادله با افغانستان را آسان کرده است. در بین راه وانت هایی را دیدیم که بارشان گالنهای سوخت بود. همین طور مینی بوسهایی که شاسی عقب را آن قدر بالا برده بودند که هروقت سوخت در عقب بار زدند گلگیر به کف زمین نچسبد. آنها سوخت قاچاق می کردند. وای به حال مسافرانشان اگر حادثه ای رخ دهد! قیمت پایین سوخت در ایران و کشش بالا در مرزهای افغانستان و پاکستان تجارت سوخت را در میان بومیان رایج کرده است. قاچاق سوخت کاملا آشکار است و مثل روز روشن. با راکبی سرانگشتی محاسبه کردیم از هر 10 خودرو تقریبا نیمی شان سوخت این طرف و آن طرف می بردند. به گفته یک مقام دولتی از تجارت سوخت، قاچاقچیان روزی 180 هزار تومان کاسبند. خشکسالی های پیاپی 6 سال اخیر گرایش به قاچاق سوخت را بیش تر کرده است. این البته بهتر از قاچاق مواد مخدر است. به نظر می رسد ماموران دولتی هم این را می دانند و گاهی زیرسبیلی رد می کنند. اما جیره بندی سوخت پمپ بنزینها تقریبا حمل و نقل کل استان را فلج کرده است. خودروداران هم فکر و ذکرشان این است که چطور سوخت پیدا کنند. در کنار جاده گالن های بنزین به چند برابر قیمت به فروش می روند. تقریبا دلیل خلوتی جاده ها را فهمیدیم و اینکه دولت با نظارت نیم بند تقریبا صورت مساله را پاک کرده است. به دلیل سرگردانی برای یافتن سوخت نتوانستیم به منطقه "دهانه غلامان" برویم. اما یادی از آوازه این منطقه خالی از فایده نیست. دهانه غلامان، دومین محوطه باستانی مهم در سیستان وبلوچستان است که از دوران هخامنشی به جای مانده و یکی از مراکز و پایتخت‌های معتبر سلسله هخامنشیان بوده است. این شهر در بخش شمالی دلتای سنارود که شاخه‌ای از رود هیرمند بوده، بنا شده و آثار باقی‌مانده از شهر در گستره‌ای به درازای یک و نیم کیلومتر و به پهنای 800 متر پراکنده شده است. دهانه غلامان در زمان هخامنشیان بسیار وسیع‌تر بوده و عوامل طبیعی مانند باد و باران مقدار زیادی از این شهر را از بین برده است. اما هنوز کاوش جدی در این شهر انجام نشده و جا دارد تا باستان شناسان همانند شهر سوخته آنجا را مورد کاوش قرار دهند. ساکنان دهانه غلامان تنها نشانه‌هایی از آیین زرتشت را می‌دانستند و در واقع دین زرتشت در این منطقه دور افتاده تنها برداشتی ابتدایی و بدوی داشته است و به دلیل نزدیکی به هند از سنتها و باورهای هندوستان نیز اثر پذیرفته اند. تلفیقی بودن مذهب مردمان دهانه غلامان در گذشته، یک جذابیت بالاست. تحقیقات بیشتر از این منطقه باید انجام شود. حوالی بعد از ظهر به کوه خواجه رسیدیم. در متن دریاچه هامون کوه صخره‌ای و منفرد از جنس بازالت سیاهرنگ به چشم آمد. واقعا بی نظیر است. زلال آب رود هامون پوشیده از روییدنی های مردابی، سرسبز و شاداب در آن زمان که رود هیرمند خروشان باشد سفره ای پر برکت برای صیادان توتن سوار و گنجی است بی پایان برای هنرمندان حصیرباف و مرغان مهاجر آبزی. همسفرانم تقریبا با من هم رای بودند چنین چشم اندازی کافی بود در کشورها و یا " دولت -شهر"های جنوبی نشین امروزی وجود داشته باشد که جذابیتهای ناچیز خود را در بوق و کرنا می دمند. چه بهره ها که از این منظره نمی توان برد و چه شغلهایی را که نمی توان فعال کرد. متاسفانه روستاییان کوهپایه نشین "کوه خواجه" از این نعمت بهره مند نشده اند. تنها به وجود آن افتخار می کنند. اما این به هیچ وجه کافی نیست. هرتسفلد محقق و باستان‌شناس آلمانی کوه خواجه را به میزی بزرگ همانند کرده که در دشت وسیعی نهاده شده است. این کوه در فاصله 30 کیلومتری شهر زابل قرار دارد. کوه خواجه در دوران میترایی و در دوره‌های زرتشتی به دلیل وجود آتشکده، یک مرکز عبادی محسوب می‌شده و در دوره‌های بعدی نیز همچنان احترام خود را حفظ کرده است. به کلامی دیگر این کوه نزد سه دین زرتشت، اسلام و مسیحیت، مقدس است. به دلیل مقدس بودن این کوه نزد ایرانیان باستان جز در مواردی چند، سازندگان دژ، هرگز در صدد برداشت سنگ و استفاده از مصالح این کوه در ساخت و سازهای خود نبودند و بیشتر از خشت استفاده کرده‌اند. در قسمت بالای این کوه آثار آتشکده و کاخ عظیمی نمایان است که عمارتهای مختلف مشرف به حیاط وسیعی است، تاریخ ساختمان این آتشکده را حدود قرن اول میلادی می دانند و ویرانه های اطراف آن را هم به دوران اشکانی و ساسانی نسبت می دهند. در روز سیزده فروردین نیز این منطقه مملو از مردم و طبیعت دوستان می شود. به زابل بازمی گردیم. شهری که تمرکز جمعیتی بیشتری نسبت به زاهدان دارد. زابل شهر گرمی است. در تابستان حداکثر حرارت شهرستانهای ایرانشهر و زابل به 50 درجه سانتیگراد می رسد. شهرستانهای دیگر حرارت پایین تری دارند . حداقل درجه حرارت زمستان در زاهدان و خاش معمولاً 8-7 درجه سانتیگراد زیر صفر و هرچند سال یک بار تا 18- درجه سانتیگراد نیز نزول می کند . زاهدان سردترین و ایرانشهر گرم ترین شهرهای استان است. بافت فرسوده زابل همچون سایر شهرهای ایران چهره غالب دارد. به ویژه ساختمانهای نوسازی که روبنا ندارند و خشتها و آجرها به شکل زننده ای جلوه می کند. ظاهرا منبع مالی سازندگان هنگام نازک کاری ته کشیده است و ساختمانها را نیمه کاره رها کرده اند آن را یا اجاره داده و یا خود در آن زندگی می کنند. از این نوع ساخت و سازهای "بنداز در رو" بسیار است. در میان این بافت، خانه هایی نیز مشاهده می شود که به ثروتمندان تعلق دارد اما معماری بیرونی آنها چنگی به دل نمی زند از درون آنها خبر نداریم اما در دل آرزو می کردیم کاش شوراهای اسلامی شهر و روستا نسبت به ساخت و ساز خانه ها قدری جدی تر باشند و سازندگان خانه را قدری فرهنگی بار آورند. تلفیق هوشمندانه معماری مدرن که به پیشینه و سنت توجه دارد همیشه زیباست و ارزش دیدن دارد. رعایت این موضوع به جذابیت شهر هم کمک می کند. حرکت به چابهار پس از بازگشت از زابل به زاهدان و انجام چند مصاحبه که با پیگیریهای مداوم راکبی ترتیب داده شده بود، آماده می شویم تا این شهر را به سمت چابهار ترک کنیم. عباس جعفری با شناختی که از منطقه دارد با یک راننده بلوچ قول و قرار می گذارد که ما را به چابهار ببرد. می خواستیم مسیر را زمینی طی کنیم به دو دلیل: یکی دیدن جاذبه های بین راه و دیگری دیدن تمساحهای پوزه کوتاه در منطقه باهوکلات. این تنها جایی در ایران است که در آن تمساح وجود دارد. خزنده ای که گاهی ابعاد آن به 7/2 متر هم رسیده است. رسول؛ راننده پژو 405 پسر خوشرو و مودبی است که راس زمان مقرر به هتل استقلال می آید. می گوید خیلی وقت است که به مسیر زمینی چابهار نرفته است. هیچ راننده ای تقریبا این مسیر را انتخاب نمی کند مگر اینکه پول خوبی به او پیشنهاد شود. او همیشه مسافر به مشهد می برد. راست هم می گفت رانندگان دیگر می خواستند با ما گران حساب کنند. منطقشان هم این بود که مسیر بسیار طولانی نه پمپ بنزین درست و حسابی دارد و نه اینکه بتوان جایی استراحت کرد. تصور پیمایش 760 کیلومتر تا چابهار با چنین وضعیتی واقعا عذاب آور است. به ویژه که جاده نیز باریک و هراس انگیز باشد. به هرحال رسول از هرنظر با ما خوب تا کرد. به راه افتادیم. هر لحظه که از زاهدان دور می شدیم اقلیم تغییر می کرد. منطقه نیمه بیابانی به تدریج به منطقه ای نیمه صخره ای تبدیل می شد و منطقه نیمه صخره ای به کوهستانی. سیستان و بلوچستان در ناحیه اقلیمی بیابانی و خشک دسته بندی می شود. در یک تقسیم بندی کلی می توان گفت مناطق ایرانشهر، زابل و باهوکلات، آب و هوای بیابانی و ناحیه زاهدان در مرز بین اقلیم بیابانی و نیمه بیابانی قرار گرفته است. مناطق سراوان، خاش، چابهار، آب و هوای نیمه بیابانی و ناحیه کوهستانی بم پشت در جنوب سراوان و امتداد آن به طرف مشرق تا کوههای بشاگرد، آب و هوای نیمه بیابانی معتدل دارند. اقلیم مشرق ارتفاعات و فلاتهای مرتفع و کم وسعت میان آن، نیمه بیابانی با زمستانهای سرد است. خاش به نزدیکیهای کوه تفتان به ارتفاع 4040 متر در حوالی شهرستان خاش رسیدیم. فوران دود سفید گوگرد ناشی از آتشفشان نیمه فعال از دور پیدا بود. تفتان، شهر خاش را در آغوش گرفته است. ارتفاع این کوه از سطح دریا را سبب تلطیف هوای اطراف می دانند که به همراه پوشش گیاهی، چشمه های آب معدنی سرد و گرم، دامنه های زیبا و دریاچه ای برفراز کوه طبیعت گردان و کوه نوردان را به خود فرامی خواند. کسانی که آنجا رفته باشند درخت سرو روستای سنگان را در خاش از یاد نمی برند. این درخت تنومند قریب به هزار سال شاهد طلوع و غروب زیبای تفتان بوده است و گفتنیهای بسیار دارد. شهرستان خاش 124 کیلومتر مرز مشترک با کشور پاکستان دارد و همین مزیتی برای مردم این منطقه محسوب می شود تا با احداث بازارچه مرزی مشترک در منطقه روتک بتوان مبادلات پیله وری را در این منطقه به جریان انداخت. در شهرستان خاش بیش از 18 هزار و 500 هکتار زمین زیر کشت محصولات زراعی و نزدیک به 8 هزار و 400 هکتار زمین زیر کشت محصولات باغی است. در منطقه گوهرکوه زیره، سیر و پیاز، صیفی و سبزیجات زیر کشت قرار دارد. گروهی از سرمایه گذاران بومی و غیربومی به دامپروری و پرورش مرغ و بوقلمون و تکثیر و پرورش ماهیان سرد آبی و صنایع تبدیلی و تکمیلی گرایش یافته اند. دولت این روزها در تکاپو برای معرفی اهمیت بالای معادن این منطقه است. معادنی چون منگنز، مس، کرومیت، گونیچ، مرمریت سیاه خاش، مرمریت سفید بیدک، سنگ آهک و پوزالن که می تواند این منطقه را به یک قطب مهم صنعتی تبدیل کند. کمااینکه کارخانه سیمان خاش با ظرفیت تولید 2100 تن در روز و کارخانه شیر و فرآورده های لبنی پاک شیر تفتان مجتمع کشت و صنعت گوهر کوه در میان صنعتگران شناخته شده است. فضای کوهستانی چشم انداز مسیر به تدریج به سمت درختهای نخل تغییر پیدا می کند. مسیل بزرگی به عرض تقریبا 5/1 کیلومتر در کنار جاده آشکار می شود که تا نزدیکیهای چابهار ادامه دارد. همین زمستان 83 بود که بارندگی و سیل روستایی را در منطقه سراوان تا چند روز به محاصره انداخت و جان عده ای از هموطنان ما را گرفت. بارندگیهای اخیر استان سیستان و بلوچستان پس از سالها خشکسالی خسارت زیادی به تأسیسات زیربنایی، خانه های سنتی و گلی روستایی و شبکه معابر شهری این استان وارد کرده است. بارندگی این منطقه از شگفتیهایی است که مشابه آن را نمی توان در شهرها احساس کرد. در ادامه راه فضای خشک بیابانی و نیمه بیابانی چند ساعت قبل، به تدریج جای خود را به هوای مرطوب و دل انگیز بارانی سپرد. گویا قرار بود ما از دیدن بارندگی شگفت انگیز منطقه بی نصیب نباشیم. قطرات باران با سرعتی فراوان به شیشه و سقف خودرو برخورد می کرد و رودخانه های ریز و درشت خروشان متعدد به سرعت تشکیل می شدند و به مسیل می پیوستند. ویژگی زمین این منطقه طوری است که آب در آن به سختی نفوذ می کند. باران آن قدر شدید می بارید که اگر چند ساعت دیگر ادامه می یافت مسیل کنار جاده به سرعت پر می شد. راکبی حیرت زده می پرسید مگر نمی توان این حجم عظیم آب را مهار کرد. ایرانشهر ایرانشهر مسیر بعدی ما بعد از خاش است. در طی این مسیر راننده بی نوای ما همواره نگران ته کشیدن بنزین بود. چون تقریبا پمپ بنزینهای مسیر تعطیل بودند. بنزین را در گالنهای 20 لیتری در ازای هر لیتر 200 تومان در کنار جاده می فروختند. ما نیز از این بنزین بدون یارانه می خریدیم و به راهمان ادامه می دادیم. رسول، مرتب به ما گوشزد می کرد که چرا علاقه ای ندارد از این مسیر بیاید. به هر ترتیب به ایرانشهر رسیدیم. شهرستان ایرانشهر در ناحیه مرکزی بلوچستان در فاصله 330 کیلومتری زاهدان قرار دارد و 15 درصد وسعت استان را به خود اختصاص داده است. بیش از 25 هزار هکتار از زمینهای این منطقه زیر کشت محصولات زراعی و بیش از 8 هزار هکتار زیر کشت محصولات دائمی (باغی) است. این منطقه نیز کمابیش همچون خاش دارای منابع غنی معدنی، کشاورزی و دامپروری است. مهم ترین آثار قدیمی ایرانشهر قلعه ناصری است که در گذشته مقر حکومت دوست محمدخان بود و قدمت آن به دوره قاجاریه می رسد. مرمت «قلعه ناصری» فعلا معطل مانده است و طبیعی است که مهجور هم مانده باشد. قرار بود اعتبارات این قلعه از محل اعتبارات ملی باشد. اما محل اعتبارات به سمت اعتبارات استانی تغییر یافت. کارشناسان حدود 600 میلیون تومان برای ترمیم این قلعه درنظر گرفته اند و استان تنها 4 میلیون تومان برای بازسازی آن بودجه گذاشت. اختلاف رقم تقاضا با رقم تعیین شده به قدری فاحش است که انگار مقامات استان به طور محترمانه خواسته اند که این پروژه متوقف شود. به هرحال زیبایی بیرونی این قلعه دست کمی از ارگ بم ندارد. اما ایرانشهر مامن قلعه های متعدد است. قلعه بمپور بخش بمپور از توابع ایرانشهر بر بالای یک تپه بنا شده است که قدمت آن به دوره ساسانی می رسد، قلعه چهل دختر، قلعه قدیمی سرباز، قلعه اسپیدژ نیز در نوع خود دیدنی است. سرباز درحوالی ایرانشهر دره ای وجود دارد که به دره رودخانه سرباز مشهور است. دره سرباز یک منطقه ییلاقی و زیبا است که شالیزارها و نخلستانهای آن در کنار هم قرار دارند. این همان جایی است که ما آرزوی دیدنش را داشتیم. تمساح پوزه کوتاه که یک گونه نادر از حیات وحش در جهان است در این رودخانه زندگی می کند . نادرترین تمساح جهان در باهوکلات در میان نخلستانهای ایرانشهر رودخانه هایی وجود دارد که مأمن گاندو یا ( تمساح پوزه کوتاه ) است. گونه ای منحصر به فرد در جهان که نعمتی برای مردم این منطقه به شمار می رود. اهالی منطقه احترام زیادی به این حیوانات می گذارند و وجود آن را باعث برکت زندگی شان می دانند. زمانی که در زاهدان بودیم از آقای آرامنش مسئول سازمان محیط زیست استان سیستان و بلوچستان خواستیم تا زمینه ای فراهم شود بتوانیم این گونه ها را از نزدیک ببینیم. خزائی محیط بان منطقه باهوکلات - که خاستگاه گاندو است – پیش تر از حضور ما مطلع شد. با آغوشی باز ما را پذیرفت. مرد تنهایی که در اتاقک محیط بانی روز و شب به منطقه سرکشی می کند و با دوربین و موتورسیکلتش تحولات زیست محیطی منطقه را می پاید. تقریبا ساعت 6 بعد از ظهر بود. خزائی به ما گفت که قدری صبر کنیم تا هوا خنک تر شود و گاندوها از آب بیرون بیایند. این دوزیستان روزها در بستر رودخانه آرمیده اند و شب هنگام یا به وقت طلوع خورشید می توان آنها را کنار ساحل دید. تمساحها مدام در حرکتند و به خوبی قادرند تغییرات آب و هوایی را از پیش احساس کنند و عکس العمل نشان دهند. خزائی می گفت در خشکسالیهای پیاپی اخیر آب رودخانه کم می شد و تمساحها مرتب به نقاط پرآب تر کوچ می کردند. یک بار زمانی که تمساح خواسته بود از جاده بگذرد به زیر کامیونی رفت و جان سپرد. عاقبت تلخی برای این گونه نادر بود. به چند محل که گمان می کردیم گاندو را می توان دید رفتیم اما تنها توانستیم چشمان بزرگ و پوزه شان را که همچون زیردریایی به طور عمودی اندکی از آب بیرون آمد چندلحظه ای ببینیم. عباس کلافه بود. به ما گفت که شب می ماند و صبح زود از آنها عکس می گیرد. گروه از هم جدا شد. عباس ماند پیش خزائی و حوالی ظهر روز بعد به ما در چابهار پیوست. ولی همچنان از اینکه گاندو را نتوانست به تمامی در فریم دوربینش شکار کند ناراضی بود. چابهار در جنوبی ترین نقطه استان سیستان و بلوچستان آنجا که خشکی تمام می شود بهشت کشف نشده ای پیش چشمان ما گشوده شد. دیدنیهای گستره سواحل زیبای دریای عمان و اقیانوس هند چون سواحل لیپار، رمین، تمین، گواترحرفهای زیادی برای گفتن دارد . موجهای قدرتمند به صخره ها برخورد می کنند و تا ارتفاع 15 متر بالا می آیند و برمی گردند. موج فشان یکی از جذابیتهای این منطقه است که اوج آن در فصل مرداد اتفاق می افتد و مصادف با وزش بادهای موسمی است. پوشش گیاهی جنگلهای حرا، گیاهانی که در آب شور دریا می رویند ونمونه مشابه آن در قشم وجود دارد از دیگر دیدنیهای سواحل عمان است. گفته می شود در اطراف اینجا در گذشته به خاطر درجه رطوبت بالا، جنگلی انبوه بوده است که حالا هیچ اثری از آن نیست. اینجا چابهار است. منطقه ای که می خواهد از قید و بندها آزاد باشد. چابهار سرمایه هایی را به جهت منطقه آزاد بودن به خود جذب کرده است. به تازگی دولت مصوبه ای را به اجرا درآورده که فعال سازی کریدور محور شرق نام دارد و طی آن قرار است کل محور ارتباطی شرق کشور که چابهار مرکز ورودی آن است از طریق ترانزیت کالا به نان و نوایی برسد. سرمایه گذاری و جهت گیری اقتصادی این منطقه بر مبنای چنین طرحی است. اما دیدنی های چابهار برای مسئولان بعد از ترانزیت اهمیت دوم را دارد. ساکنان چابهار به دلیل همجواری با کشورهای دیگر از جمله پاکستان، کشورهای حوزه خلیج فارس به تجارت نیز اشتغال دارند. از لنجهای ماهیگیری تا کشتیهای عظیم تجاری در اسکله های متعدد چابهار پهلو می گیرند. از روییدنیهای جالب منطقه چابهار می توان به درخت انجیر معابد و یا مکرزن اشاره کرد که تا چند صد مترمربع فضا را اشغال کرده و دارای تنه های متعدد است که از طریق فرورفتن ریشه های هوایی در زمین ایجاد شده است و گلهای کاغذی به رنگهای مختلف چشم را نوازش می دهد . سواحل ماسه ای با ماسه های درخشان و صدفهای ریز و درشت اقیانوسی، حرکت خرچنگهای ساحلی ( و خانه هایشان که به شکل تپه است ) و مرغان ماهیخوار، نیز در جای خود بیننده را مسحور می کند. یکی از کم نظیرترین پدیده های طبیعی این منطقه تپه های گل فشان است. در این تپه ها به دلیل اکسیداسیون و ترکیب خاک با هوا در رطوبت 100% گل سرد از زمین می جوشد و به پایین تپه روان می شود. شهر در واقع حول منطقه آزاد چابهار شکل گرفته است. اما منطقه آزاد بودن به تمامی نتوانسته اهالی چابهار را از رفاه نسبی برخوردار کند. تعداد متخصصان پزشک در این شهر انگشت شمار است و تنها یک بیمارستان تخصصی در این شهر وجود دارد. هتلها و اقامتگاهها نیز در این منطقه ناکافی است. پایان سفر ما با شروع فعالیت تبلیغاتی نامزدهای نهمین دوره ریاست جمهوری همزمان بود. پلاکاردهای تبلیغاتی چهره های خندان و مصمم از آن روحانی کارکشته تا آن نظامی شیک پوش و خنده رو همه بهبود زندگی آینده توسعه نیافته ترین منطقه کشور را نوید می دادند. جایی که بیکاری بالاترین نرخ را دارد و مزایای ذاتی آن پیش از این و احیانا تا مدتها بعد از این از چشم سیاستمداران پنهان مانده است. این روزها حرف زدن درباره محرومیت و بیکاری، مد روز است. اما سیستان و بلوچستان همیشه برای طرفداران مد، تازگی دارد.


[ سه شنبه 93/11/28 ] [ 8:58 صبح ] [ رئیسی ] [ نظرات () ]

کودکان‌ موجودات‌ در حال‌ رشدی‌ هستند و براساس‌ این‌ که‌ در سال‌های‌ اولیه‌ زندگی‌ چگونه‌ تربیت‌ شوند و آموزش‌ ببینند، سبک‌ خاص‌ رفتاری‌ پیدا می‌ کنند. این‌ سبک‌ رفتاری‌ الگویی‌ تقریباً ثابت‌ و دائمی‌ برای‌ آنها به‌ وجود می‌آورد، و تعیین‌ کنندهِ نحوه‌ ارتباطات‌ و برخوردهای‌ آنان‌ نیز می ‌باشد. هر خانواده‌ در ارتباط‌ با فرزندان‌ شیوه‌ خاص‌ خود را دارد؛ و این‌ نحوه‌ برخورد، در تلاقی‌ با ساختار ژنتیکی‌ هر فرد، باعث‌ می‌ شود که‌ شخصیت‌هایی‌ بسیار متفاوت‌ و متمایز شکل‌ بگیرند.

رشد اجتماعی‌ کودکان‌ یکی‌ از حیطه‌ های‌ رشدی‌ است‌ که‌ دقیقاً به‌ ما نشان‌ می ‌دهد آیا فرزند مطابق‌ با سن‌ تقویمی‌ یا شناسنامه ‌ای‌ خود رفتار می ‌کند یا خیر؟ و اگر مطابق‌ با سن‌ شناسنامه‌ ای‌ رفتار نمی‌ کند چه‌ دلایلی‌ برای‌ این‌ مسئله‌ وجود دارد و رفتارهای‌ او چگونه‌ شکل‌ گرفته‌ است؟ یکی‌ از سبک‌های‌ غلط‌ رفتاری‌ کودکان، ناتوانی‌ در ایجاد و برقراری‌ رابطه‌ سالم‌ با همسالان‌ است؛ یعنی‌ کودکانی‌ وجود دارند که‌ راه‌های‌ برقراری‌ ارتباط‌ سالم‌ را نمی‌ دانند. این‌ گروه‌ از کودکان‌ بعضاً تحت‌ عنوان‌ «کودکان‌ لوس» نامگذاری‌ می‌شوند. آن‌ چه‌ در این‌ نوشتار مورد بحث‌ قرار می ‌گیرد عوامل‌ مؤثر در شکل‌ گیری‌ این‌ گونه‌ رفتارهاست.

چرا کودکان‌ لوس‌ می ‌شوند؟

یکی‌ از دلایل‌ لوس‌ شدن‌ کودکان‌ روش ‌های‌ غیرقابل‌ قبول‌ والدین‌ به‌ لحاظ‌ تربیتی‌ است؛ والدین‌ محبت‌ کنندهِ افراطی‌ که‌ معیارهای‌ تربیتی‌ و روش‌های‌ یادگیری‌ را در نظر نمی‌ گیرند و صرفاً با محبت‌های‌ بی‌ حد و حساب‌ مانع‌ اجتماعی ‌شدن‌ رفتارهای‌ کودکان‌ می‌ شوند. چنین‌ کودکانی‌ معنای‌ صبر و تحمل‌ را در زندگی‌ نمی‌آموزند و انسان‌هایی‌ عجول‌ و شخصیت‌هایی‌ متزلزل‌ بار خواهند آمد.

آیا می ‌توان‌ کودکان‌ لوس‌ را اصلاح‌ کرد؟

بله؛ چنانچه‌ والدین‌ از روش‌های‌ غیر قابل‌ قبول‌ دست‌ بردارند و در مورد فرزندان‌ خود قوانین‌ تربیتی‌ درستی‌ را اعمال‌ کنند، و به‌ شرط‌ آن‌ که‌ روش‌های‌ جدید ثابت‌ و مستمر باشد، می‌ توان‌ امید داشت‌ که‌ این‌ روش‌ها به تدریج‌ مؤثر واقع‌ شوند.

نقش‌ تشویق‌ و تنبیه‌ در تربیت‌ کودک‌

تشویق‌ و تنبیه‌ دو روش‌ متفاوت‌ تربیتی‌ هستند و بایستی‌ ویژگی‌هایی‌ داشته‌ باشند تا مؤثر واقع‌ شوند. این‌ دو روش‌ چنانچه‌ به‌ موقع‌ و با اصول‌ درست‌ اعمال‌ گردند، می ‌توانند از لوس‌ شدن‌ کودکان‌ جلوگیری‌ کنند. معمولاً کودکان‌ لوس، والدین‌ تسلیم‌ شونده‌ دارند. آنها در مقابل‌ خواسته‌ های‌ کودک‌ فوراً تسلیم‌ می‌شوند و هر آن‌ چه‌ که‌ او طلب‌ کند، برایش‌ فراهم‌ می‌کنند. در خانواده‌ای‌ که‌ کودک‌ لوس‌ پرورش‌ داده‌ می‌شود، اثری‌ از روش‌های‌ تنبیهی‌ مناسب‌ دیده‌ نمی ‌شود. یعنی‌ چنانچه‌ کودک‌ کار اشتباهی‌ مرتکب‌ شود یا این‌ که‌ بخواهد تعیین ‌کننده‌ باشد و به‌ والدین‌ خود دستور دهد یا این‌ که‌ با داد و فریاد و عصبانیت‌ حرف‌ خود را به‌ کرسی‌ بنشاند، در این‌ خانواده‌ هیچ‌ گونه‌ روش‌ مناسبی‌ برای‌ جلوگیری‌ از این‌ رفتارها و جهت ‌دهی‌ به‌ آنها وجود ندارد. این‌ نوع‌ خانواده‌ها از لحاظ‌ روان شناسی به‌ خانواده‌های‌ محبت‌ کنندهِ افراطیِ آزاد گذارنده‌ معروف اند؛ خانواده‌هایی‌ که‌ بی ‌نهایت‌ توجه، محبت‌ و محافظت‌ در مورد فرزندان‌ خود دارند و در عین‌ حال‌ آنها را برای‌ انجام‌ هرگونه‌ عملی‌ آزاد می ‌گذارند.

این‌ مسئله‌ بسیار اهمیت‌ دارد که‌ میزان‌ مقاومت، ایستادگی‌ و انعطاف‌ خود را در برابر فرزندانمان‌ مورد بررسی‌ قرار دهیم. بعضی‌ از والدین‌ پس‌ از مقاومتی‌ کوتاه‌ در مقابل‌ تقاضاهای‌ فرزند، تسلیم‌ می‌ شوند و خواسته‌ های‌ کودک‌ را به‌ همان‌ شکلی‌ که‌ او می‌ خواهد برآورده‌ می‌ کنند. محبت‌ در حد متعادل، توجه‌ به‌ نیازها و برآوردن‌ آن‌ها در حد معقول‌ و داشتن‌ روش‌ های‌ مناسب‌ و علمی‌ برای‌ تشویق‌ و تنبیه‌ کودکان‌ از جمله‌ مواردی‌ است‌ که‌ بایستی‌ در خانواده‌ وجود داشته‌ باشد.

والدینی‌ محبت‌ کننده‌ و در عین‌ حال‌ قاطع‌ باشیم‌

وقتی‌ صحبت‌ از قاطع ‌بودن‌ به‌ میان‌ می ‌آید، برخی‌ از والدین‌ تصور می‌کنند که‌ جدی‌ و قاطع‌ بودن‌ به‌ این‌ معناست‌ که‌ مثلاً پرخاشگر هم‌ باشیم‌ و یا این‌ که‌ چنانچه‌ فرزندمان‌ از ما پیروی‌ نکرد، با زور و خشونت‌ مواردی‌ را به‌ او تحمیل‌ کنیم. حال‌ آن‌ که‌ در مقوله‌ های‌ تربیتی، قاطع‌ و جدی‌ بودن‌ به‌ این‌ معناست‌ که‌ از اصولی‌ پیروی‌ کنیم‌ و قوانینی‌ برای‌ فرزندانمان‌ داشته‌ باشیم، به‌ علاوه، اصرار به‌ اجرای‌ آن‌ قوانین‌ در خانواده‌ وجود داشته‌ باشد. ثبات‌ خُلق‌ و ثبات‌ اندیشه‌ و رفتار در والدین‌ ضروری‌ است. چنانچه‌ اصول‌ تربیتی‌ خود را تغییر دهیم‌ و به‌ گفته‌ های‌ خود چندان‌ اعتقادی‌ نداشته‌ باشیم، فرزندان‌ به‌ اصول‌ و قوانین‌ خانواده‌ پایبند نخواهند شد. پس‌ جدی‌ و قاطع‌ بودن‌ به‌ معنای‌ آن‌ است‌ که‌ در اجرای‌ اصول‌ و قوانین‌ خانواده‌ باری‌ به‌ هر جهت‌ رفتار نکنیم.

همه‌ چیز به‌ موقع‌ و در زمان‌ خود بایستی‌ انجام‌ پذیرد

چنانچه‌ کودکان‌ از قوانین‌ خانواده‌ پیروی‌ نکنند و حتی‌ خلاف‌ آن‌ عمل‌ کنند، برای‌ مثال‌ در جمع‌ فامیل‌ رفتاری‌ از آنها سر بزند که‌ مطابق‌ با موازین‌ تربیتی‌ نباشد، آیا لازم‌ است‌ که‌ مثلاً در جمع‌ مورد تنبیه‌ یا سرزنش‌ قرار گیرند؟ مسلماً نه؛ یادآوری‌ نکات‌ تربیتی‌ و قوانین‌ مورد نظر به‌ کودک‌ بایستی‌ در منزل‌ و به‌ طور خصوصی‌ صورت‌ گیرد. کودکان‌ برای‌ قضاوت‌ دیگران‌ راجع‌ به‌ خودشان‌ اهمیت‌ فراوانی‌ قائلند و چنانچه‌ در حضور دیگران‌ مورد توبیخ‌ قرار گیرند رنجیده‌ خاطر می‌ شوند و در پاره‌ای‌ موارد رفتارهای‌ تلافی ‌جویانه‌ از آنها سر خواهد زد. چنانچه‌ حریم‌ خانواده‌ امنیت‌ و اطمینان‌ لازم‌ را برای‌ کودک‌ فراهم‌ کند، او به‌ راحتی‌ می ‌تواند اشتباهات‌ خود را بپذیرد و هر موردی‌ را که‌ به‌ او تذکر داده‌ شود تغییر دهد.

می‌ توانیم‌ به‌ جای‌ ناامیدکردن‌ مکرر و پی‌ در پی‌ کودکان، آنها را به‌ داشتن‌ رفتارها و اندیشه ‌های‌ خوب‌ و مثبت‌ تشویق‌ کنیم. به‌ علاوه، لازم‌ است‌ از شتابزدگی‌ بپرهیزیم. در واقع‌ بایستی‌ به‌ مراحل رشد کودک دقت‌ داشته‌ باشیم؛ و به‌ این‌ نکته‌ مهم‌ توجه‌ کنیم‌ که‌ آیا کودک‌ برای‌ انتظاری‌ که‌ از او داریم‌ آمادگی‌ لازم‌ را دارد؛ یا خواسته‌ و انتظار ما بالاتر از سن‌ و توان‌ اوست؟ رفتارهای‌ کودکان‌ و همین‌ طور یادگیری‌ بسیاری‌ از رفتارها به‌ رشد سیستم‌ عصبی‌ - مرکزی‌ مربوط‌ می‌شود. پختگی‌ سیستم‌ عصبی‌- مرکزی‌ بایستی‌ انجام‌ شود تا کودکی‌ قادر باشد صحبت‌ کند، حرکت‌ کند، راه‌ برود، معنای‌ بسیاری‌ از مطالب‌ را درک‌ کند و خود قادر به‌ انجام‌ عمل‌ باشد. پس‌ انتظار پیش‌ از موقع‌ و در واقع‌ انتظارات‌ زودرس‌ از کودکان‌ باعث‌ فشارها و استرس‌های‌ روحی‌ برای‌ آنان‌ می‌ شود و چنانچه‌ کودکان‌ نیز با کلام‌ و زبان‌ خود، والدین‌ را از این‌ وضعیت‌ آگاه‌ نکنند، این‌ فشارها به‌ گونه‌ ای‌ دیگر خود را نشان‌ می ‌دهند. مثلاً ممکن‌ است‌ به‌ صورت‌ علائم‌ و نشانه‌های‌ جسمانی‌ یا حرکت‌ها و پرش‌هایی‌ که‌ به‌ تیک عصبی‌ شناخته‌ می‌شوند ظاهر گردند.

والدین‌ محبت‌ کنندهِ افراطی‌ که‌ معیارهای‌ تربیتی‌ و روش‌های‌ یادگیری‌ را در نظر نمی‌ گیرند و صرفاً با محبت‌های‌ بی‌ حد و حساب‌ مانع‌ اجتماعی ‌شدن‌ رفتارهای‌ کودکان‌ می‌ شوند. چنین‌ کودکانی‌ معنای‌ صبر و تحمل‌ را در زندگی‌ نمی‌آموزند و انسان‌هایی‌ عجول‌ و شخصیت‌هایی‌ متزلزل‌ بار خواهند آمد. اهمیت‌ و ضرورت‌ دانستن‌ مطالب‌ و نکات‌ مطرح‌ در مورد رشد کودکان‌ آن‌ است‌ که‌ به‌ والدین‌ این‌ شناخت‌ را می دهد که‌ به‌ انتظارات‌ خود نگاه‌ مجددی‌ داشته‌ باشند تا چنانچه‌ انتظارات‌ و خواسته ‌های‌ آنها بیش‌ از حد توان‌ فرزندان‌ است‌ و یا برعکس، خواسته‌هایشان‌ بسیار کمتر از توانمندی‌ کودکان‌ است، رفتارهای‌ خود را اصلاح‌ کنند.

می‌آموزند

فرصت‌هایی‌ که‌ به‌ کودکان‌ داده‌ می ‌شود تا در جمع‌ همسالان‌ خود قرار بگیرند باعث‌ می ‌شود که‌ ضمن‌ بازی، با هم‌ ارتباط‌ برقرار کنند و بسیاری‌ رفتارهای‌ اجتماعی‌ را از یکدیگر بیاموزند. همکاری، تعاون، اشتراک‌ و نظایر آن‌ از مفاهیمی‌ است‌ که‌ می‌توان‌ با قرار دادن‌ کودکان‌ در گروه‌ همسن‌ به‌ آنها آموخت.

نتیجه‌ گیری‌

رفتارهایی‌ که‌ از کودکان‌ سر می ‌زند و در واقع‌ سبک‌ زندگی‌ آنان‌ را نشان‌ می ‌دهد، آموختنی‌ و اکتسابی‌ است. بنابراین‌ آن‌ چه‌ در مورد شخصیت، عادات، تجربیات‌ و یادگیری‌ کودکان‌ مشاهده‌ می‌ کنیم، همه‌ نشأت ‌گرفته‌ و تأثیرپذیر از محیط‌ زندگیشان‌ است. روش‌هایی‌ که‌ والدین‌ در قبال‌ فرزندان‌ اعمال‌ می‌کنند، از جمله‌ روش‌های‌ تشویقی‌ و تنبیهی، قوانین‌ و مقررات‌ در خانواده، نحوه‌ اجرای‌ قوانین‌ خانواده، انعطاف‌ داشتن، سختگیر، قاطع‌ و یا تسلیم‌ شونده‌ بودن‌ در ساخت‌ فکری‌ کودکان‌ و رفتارهای‌ آنان‌ بسیار مؤثر است.


[ شنبه 93/11/11 ] [ 10:4 صبح ] [ رئیسی ] [ نظرات () ]

زاهدان،نصرت آباد،میرجاوه،تمین،کوهک،چشمه زیارت،زابل،زهک،هیرمند،بیرجند،نهبندان،تربت،شهداد،کرمان،بم ،باقرآباد،جیرفت،قلعه گنج،دهبارز،عنبرآباد،کهنوج،میناب،جاسک،بشاگرد،کوهستک،سیریک،فاریاب،جگین،منوجان،
اسلام آباد،سندرک،انگهران،فنوچ،گابریک،بم پشت،سوران،سب،زابلی،هیدوچ،ایرانشهر،بمپور،مسکوتان،،دامن،
گـُشت ، ناووگ ، هـُشـّـَک ، ماشکید ،سدیچ،بنت،لاشارجلگه چاه هاشم
،لیردف،براوات،محمدآباد،تاسوکی،فهرج،دلگان،بزمان،لادیز،سنگان،خاش،ایرندگان،جالق،سراوان،آسکان،بم
،توتان،نیکشهر،قصرقند،ساربوگ،هیت،سرباز،راسک،آشار،ایرافشان،پیشین،دشتیاری،باهو،کستگ،جکی گور،نگور،گواتر،تیس،چابهار،کنارک،کهیر،زرآباد،رودان،زیارتجاه،کیشکؤر،نسکند،
همچنین بلوچهای ایران درقسمتی از استانهای گیلان،مازندران،گلستان وخراسان شمالی ورضوی هم ساکن هستند.
بلوچهادر ایران سه استان سیستان وبلوچستان،کرمان،هرمزگان،وبیش از 100شهررا اکثریت تشکیل می دهند.


[ یکشنبه 93/10/7 ] [ 9:59 صبح ] [ رئیسی ] [ نظرات () ]
بخش جالق . در شمال شرقی شهرستان سراوان در قسمت علیای مُکران واقع است . از شمال به بخش مرکزی شهرستان خاش ، از مشرق به پاکستان ، از جنوب به بخش بم پشت ، و از جنوب غربی به بخش مرکزیِ شهرستان سراوان محدود می شود و مشتمل است بر سه دهستان به نامهای جالق و ناهُوک و کله گان ، و شهری به نام جالق (مرکز بخش ).

جنوب و مغرب این بخش کوهستانی ، مشرق آن دشت و شمال آن بیابانی است .

خط الرأس رشته کوه باداموکوه / بادامکوه (مرتفع ترین قله : 618 ، 2 متر) با جهت شمال غربی ـ جنوب شرقی ، بخش جالق را از بخش مرکزی شهرستان سراوان جدا می سازد (حسینعلی رزم آرا، ج 8، ص 94؛ جعفری ، ج 1، ص 90).

مهم ترین رودهای جاری در این بخش ، جالق ( رجوع کنید به ادامة مقاله ) و جنگ رود (جنگورود) و کتمیر رود است ( فرهنگ جغرافیائی آبادیها ، ج 126، ص 6؛ افشین ، ج 1، ص 554).

رود فصلی جالق با طول حدود 110 کیلومتر (25 کیلومتر آن در پاکستان جاری است ) از ارتفاعات باداموکوه (مرتقع ترین قله 618 ، 2 متر) و سفید (مرتفع ترین قله 503 ، 2 متر) در شمال غربی شهر سراوان سرچشمه می گیرد و به نام کنُفُوسْکی به سوی شمال جریان می یابد. این رود پس از پیوستن چند رود فصلی به آن ، به رود سردشت تغییر نام می دهد. در ادامة مسیر، رودهای زَگَز و نوکودار به آن می پیوندند و رود پس از گذشتن از کنار شهر جالق ، رود جالق نامیده می شود (افشین ، همانجا؛ جعفری ، ج 2، ص 165).
رود جالق در حدود چهل کیلومتری شهر جالق ، پس از گذشتن از بخش جالق ، از مرز خارج می شود و پس از پیوستن ریزابه های متعدد به آن ، در ارتفاع 550 متر (نقطة خروج از مرز) وارد هامونِ ماشْکِل / ماشکیل می گردد. مساحت حوضة آبریز آن حدود 300 ، 2 کیلومتر مربع است (افشین ؛ جعفری ، همانجاها).

آب و هوای جالق گرم و خشک است و در تابستانها بادهای گرم در آنجا می وزد. آب مصرفی اهالی از قنات و چشمه و چاه تأمین می شود ( فرهنگ جغرافیائی آبادیها ، ج 126، ص 6ـ7).

این بخش ، از گیا درختان گز و تاغ و گیاهان دارویی مانند کلپوره و آویشن ، و نیز رستنیهایی برای تغذیة دامها دارد (همان ، ج 126، ص 7) و از زیا، روباه و گرگ و بزکوهی و کبک در آن یافت می شود. از محصولات عمدة آن ، گندم ، جو، برنج ، ذرت خوشه ای ، سیب ، انگور و انار است . خرما و تره بار هم در آنجا به عمل می آید که به همراه ذرت خوشه ای صادر می شود (همانجا).

پرورش گوسفند و بز و گاو و شتر در آنجا رواج دارد. از صنایع دستی آن سوزن دوزی ، حصیربافی ،چادربافی و سفال سازی است (همانجا).



اهالی آن شیعة دوازده امامی و سنّی حنفی اند و به فارسی و بلوچی تکلم می کنند (همان ، ج 126، ص 6).

طوایف ساکن در آنجا بزرگ زاده ، باران زهی ، رئیسی سپاهی و گمشادزایی  هستند

بخش جالق با راه اصلی ، از طریق میرجاوه ، به زاهدان

(مرکز استان ) مرتبط می شود و بیشتر دیگر راههای ارتباطی آن فرعی است .

از لحاظ تقسیمات کشوری ، جالق در 1326 ش بخشی در شهرستان سراوان از استان نهم (سیستان و بلوچستان ) شناخته شد (ایران . قانون تقسیمات کشوری آبان 1316، ضمیمه ، ص 24). جمعیت این بخش ، طبق سرشماری 1375 ش ، 789 ، 17 تن بوده است : 568 ، 7 تن روستانشین (54ر42%) و 221 ، 10 تن شهرنشین (46ر57%).

از آثار تاریخی آنجاست : مقابری در آبادیهای شیشه ریز و کوهَکی مربوط به قرن ششم تا دوازدهم ، که در آنها نوزادان و کودکان را در دیوارها و بزرگسالان را در قبور پلکانی خشتی دفن می کردند ( جغرافیای کامل ایران ، ج 2، ص 814؛ یادداشت مورخ 24/2/1384 ادارة کل میراث فرهگی و گردشگری استان سیستان و بلوچستان ).

2) شهر جالق ، مرکز بخش جالق . در ارتفاع 850 متری ، در صد کیلومتری شمال شرقی شهر سراوان و نزدیک مرز ایران و پاکستان قرار دارد. رود جالق از مغرب آن می گذرد و رشته کوه چرکوه (مرتفع ترین قله 272 ، 1 متر) در دوازده کیلومتری مشرق آن واقع است .

حداکثر دمای این شهر در تابستان ْ45، حداقل دمای آن در زمستان ْ4- ،و میزان بارندگی سالانة آن حدود هفتاد میلیمتر است ( فرهنگ جغرافیائی آبادیها ، ج 126، ص 7).

آبادی جالق در 1369 ش ، شهر شد. جمعیت آن در سرشماری 1375 ش ، 221 ، 10 تن ذکر شده است (ایران . وزارت کشور. معاونت سیاسی ، ص 57).

از آثار تاریخی شهر جالق چند بنا با گنبد آجری است که مقبرة ملوک کیانی (از شاهزادگان صفوی ) است (شاه حسین بن غیاث الدین محمد، ص 165). بر سقف بعضی از گنبدها آثار کاشی کاری و نقوش فیل و طاووس دیده می شود (سایکس ، ص 268).

پیشینه . از تاریخ پیش از اسلام جالق اطلاعی در دست نیست و نباید آن را با جالِق / زالِق / جالِقانِ سیستان و یا زالِقان / صالِقان / جهالِکان بُست ، که بلاذری (ص 553) و ابن حوقل (ص 413ـ414) و یاقوت حموی (ذیل «جالقان ») از آنها نام برده اند، یکی دانست .

ظاهراً نخستین بار مقدسی در قرن چهارم ، نام آن را با ضبطهای جالق و جالک ذکر کرده ( رجوع کنید به ص 475ـ476) و آن را یکی از شهرهای قصبة بَنَّجْبُور (فَنَزبور) در مُکران دانسته (ص 475) و فاصلة قصدار * / قُزْدار تا مَشْکی / مَشْکَه را پنجاه فرسنگ و فاصلة آن را تا جالق سی فرسنگ ضبط کرده است (ص 486).

در قرن هفتم و اوایل قرن هشتم ، قراختائیان (حک : 619ـ703) بر نواحی مکران ، کیج (ناصرالدین منشی کرمانی ، ص 28ـ30؛ نیز رجوع کنید به عبداللّه گروسی ، ص 80 ـ83) و نیز احتمالاً بر جالق حکومت می کردند. ظاهراً اهالی جالق در اصل از کشمیر و شامل سه طایفة هندو، بزرگ زاده و عرب زاده بوده اند ( > فرهنگ جغرافیای تاریخی ایران < ، ج 4، ص 195ـ196).

در 1017، شاهوردی سلطان کُرد محمودی ، حاکم کرمان ، جالق و دَزَکْ را تصرف کرد (شاه حسین بن غیاث الدین محمد، ص 412ـ413).

در 1023، به فرمان ملک محمود سیستانی (ملک الملوک ) حکمرانی کیج ، دزک و جالق به ملک شاه حسین بن ملک سیستانی ، از اعقاب صفاریان ، واگذار شد (همان ، ص 21، 417).

در 1100، مَشیزی (ص 546 ـ547) از همدستی اهالی جالق و دزک با بلوچها و حملة آنها به اراضی دستجرد و خبیص و بازرگانان مسلمان آن یاد می کند. در حدود 1150، پیر



محمدخان ، بیگلربیگی سابق هرات ، به فرمان نادرشاه برای تنبیه و تأدیب طوایف بلوچ ، به ویژه طوایف ساکن در قلعة جالق ، به آنجا حمله کرد و جالق را تصرف نمود (مروی ، ج 2، ص 511 ـ 515؛ سایکس ، ص 139). پاتینجر ، سیاح انگلیسی ، در سفر خود به ایران در 1225/1810، پس از آبادی نوشْکی به جالک (جالق ) رسیده و مدتی در مسجد آنجا سکونت گزیده است ( رجوع کنید بهص 153ـ155).

در 1232، در دورة ابراهیم خان قاجار (ظهیرالدوله ) و به فرمان او، محمدقاسم خان دامغانی به مدت پنج سال حاکم بلوچستان گردید ( جغرافیا و تاریخ بلوچستان ، ص 250، 252). سپس ابوالقاسم گروسی ، جانشین او، مالیات جالق و دیگر آبادیها را به صورت کنیز و غلام و شتر و کرباس و غیره دریافت می کرد (همان ، ص 252ـ253) که نشان دهندة وضع مالیاتی آن دوره است .

در 1270، اَجالق (جالق ) یکی از مناطق شمال بلوچستان بوده است (حکیم ، ص 270).

در 1289، ناحیة جالق پنجاه قلعه داشت . محصولات آن پنبه ، جو، گندم ، ماش ، لوبیا، کُنجد و سالی دو کرور خرما بود و آب آن از قنات تأمین می شد. جولاه (بافنده ) در آنجا زیاد بود و در آنجا خانه هایی به نام کَپَر از چوب و خاشاک می ساختند. در همان زمان ، جمعیت آنجا به پانزده هزار تن می رسید و اهالی آن سنّی بودند و بزرگ آنجا شاه صفی نام داشت . در ده فرسنگی آبادی جالق نمکزار بود و فاصلة جالق تا ماشکیل به ده فرسنگ می رسید. جادة آن ارابه رو و کالسکه رو بود. در جالق ده فرسنگ در ده فرسنگ ، درخت خرمای خودرو وجود داشت ( جغرافیا و تاریخ بلوچستان ، ص 222ـ223).

در 1291/ 1916، در نتیجة اغتشاشاتی که از طرف دامِنیها در مرزهای شرقی ایران در گرفت ، سپاهیان انگلیسی برای تنبیه گمشادزاییها قلعة جالق را محاصره و سپس بمباران نمودند که بر اثر آن ، بسیاری از اهالی جالق در قلعه سوختند (حاج علی رزم آرا، ص 16ـ17)

[ یکشنبه 93/10/7 ] [ 9:56 صبح ] [ رئیسی ] [ نظرات () ]

در تست زیر تعیین کنید در همین لحظه چه احساسی دارید؟!

سوال:

1) به خود مطمئن هستم؟

الف) بسیار زیاد     ب) زیاد         ج) تا حد متوسط     د) کمی          ه) هرگز

2) می توانم بر افکار خود تمرکز کنم؟

الف) بسیار زیاد         ب) زیاد       د ج) تا حد متوسط      د) کمی        ه) هرگز

3) آرام هستم؟

الف) بسیار آرام      ب)  تا حدود زیادی آرام         ج) تا حد متوسط        د) کمی آرام         ه) هرگز

4) عصبی هستم

الف) هرگز     ب) بسیار کم        ج) تا حد متوسط        د) خیلی           ه) همیشه

5) ناراحت هستم

الف) هرگز       ب) بسیار کم         ج) تا حد متوسط        د) خیلی           ه) همیشه

6) بدنم همواره مرطوب است

الف) هرگز         ب) بسیار کم          ج) تا حد متوسط          د) خیلی        ه) همیشه

7) نفسم منظم است

الف) هرگز      ب) بسیار کم        ج) تا حد متوسط       د) خیلی           ه) همیشه

8) احساس تنش در معده دارم

الف) هرگز        ب) بسیار کم         ج) تا حد متوسط          د) خیلی           ه) همیشه

حالا امتیاز ها را با هم جمع کنید:

الف)1 امتیاز       ب) 2 امتیاز        ج) 3 امتیاز       د) 4 امتیاز     ه) 5 امتیاز

امتیاز بین 32 تا 50

شما به اضطراب شدید مبتلا هستید, به طور حتم باید به روان شناس مراجعه کنید.

امتیاز بین 24 تا 32

اضطراب شما کمی بیش از حد طبیعی است که با توجه به شدت کم اختلال, می توانید با استفاده از کتابهای اضطراب آن را هم برطرف کنید

امتیاز کمتر از 24

افراد طبیعی را می رساند که اختلال اضطرابی و مشکل عمده ای ندارند


[ یکشنبه 93/10/7 ] [ 9:46 صبح ] [ رئیسی ] [ نظرات () ]

*داتگین دادانی پد ء نامرد جننت 

چیزی که دادی برای  پس گرفتنش فقط نامردا برمی گردن

*دست گون هّرء نه رسیت کرُگّ پالام کنت 

دستش به الاغ نمی رسه بچه الاغ ...

*دلمانگی نه کُشیت کجینیت 

چشم داشت یا انتظار تو رو از بین نمی برد بلکه باعث رنجشت می شود

*کبران کلمپوگ مان نیست

برای مواقعی که می خواهی کسی را تهدید کنی استفاده می شود=قبرها خالی نیستند(معنیش توی همین مایه هاست)

*لشکر ء جنوک آباد بیت بلی لاپ ء جنوک آباد نه بیت

کسی که یه ملک را به خاطر رفاه مردم فتح می کند خوشبخت می شود ولی کسی که بر تو ظلم کند هیچ موقع خوشبخت نمی شود

*لوگ ء مُهر کن همسایگ ء دُز مکن

ضرب المثل معروفی است=در حیاط خونتو قفل کن همسایتو دزد نکن

*مرد گون مرد توک وارت

برای کسی که می خواهی تهدیدش کنی استفاده می شود =می بینمت

*کنری که بر کنت  دوکا مه سر وارت

 درخت کنار که ثمر می دهد بچه ها بطرفش سنگ پرتاب می کنند – سنگ به سرش می خوره ( جواب نیکی را به بدی دادن )

*هوشتری که شومن چراگاهی دیرن

شتری که شوم و ذلیل باشه واسه چرا راه دوری میرود –احتمال دزدیدن و گم شدن آن زیاد است

*مار ستر پیچ و تابن هودونگ دپا راست بیت

مار هرچه پیچ و تاب داشته باشه دم سوراخش راست میشه


*سورین پیش بوریت تا په رئدگا رسیت

  برگ درخت جنگل اول شور راببری بعد به اصلش می رسی = سختی بکش تا موفق بشی


*کپتگن کوه و جح جته جونپان

کوهها پایین افتادند و تپه ها رشد کردند = حاکم شدن آدمهای بی اصل نزاد سقوط آدمهای اصیل


*دل په هوس میر نبیت

کسی توی دلش آرزو بکند میر و سرور نمی شود --  معامله بدون پشتوانه نمی شود

*مه دیر سرئن کورا مدار   

سیه مارئ بیلا مزیر                                                                                        بی بوندرئ سانگا مکن  

کم سر درئ همراه مبی   

نوک کیسگئ واما مکن                                             

بارا گو حوش برا  مبند  

  توی رودخانه های که سرچشمه آنها خیلی دور است توقف مکن --  مار زنگی را بدون دلیل مزن  -  با بی بند و بار ازدواج مکن – با کسی که هیچ نمی داند همراه مشو  -  از تازه به دوران رسیده قرض نگیر  --  بارت را با ریسمان ضعیف مبند

 *پیرین کپوت رامگ نبیت

پرنده وحشی پیر رام نمی شه


*شپ ستر تهارن نئ په ماتو گوهار

شب هرچه تاریک باشه منتها آدم مادر و خواهرش را میبینه


*یه نپرئ پترا گوات بارت

زیر انداز یک نفر را باد می برد - تو هر کاری اتحاد لازم است .

*پوروشت منی شاهی گوراب

  *آچاری لوهین مه زرا

*نیئ هچ کس منا سیاد نکن

* آ پیشی بران یاد نکن  

شکسته لنج من  -و لنگرش آویزان است – حالا هیچ کس مرا خویش و قوم خود نمی کند – از گذشته یادی نمی کنند (که من کمکشون کردم) گرفتاری واسه هر کسی پیش میاد    نباید  موقع گرفتاری ان را  تنها گذاشت

*باز برا مرد په دور سرین ساتان رپتگن                                                                                             کادرئ  واست بیت سر سلامت آتکگن   

زیاد اتفاق افتاده که مرد به سفر می رود ولی چنانچه رضای خدا باشد بر می گردد (هر کاری با رضای خدا ممکن است )

 


*بچ اگه لیگار و پچار ماتن   بلئ مهری چه کولین عالما زیاتن    

فرزند اگر علاف و از مادر کم نسلی باشد منتها دوستی اش نسبت به مادرش از تمام دنیا بیشتر است    ( مهر خانوادگی نزاد و اصل نمی شناسد

آپ ء دُزی نمبگ چیر نه بیت

اگر آب بدزدی نم های آب پنهان نمی مانند

آ زهم که پر جوهر انت دست نامردان بد گوهر انت 

آن شمشیری که جوهرش بیشتره دست افراد بی خاصیته

اُشتر ببو دور بچار هر مبو سُرمب مچار

ضرب المثل پر کاربردی است =شتر باش دور ببین ...

بی امیتئ سرا کس نساهیت برات اگان کور انت گوهار امیدوار انت

برادرش اگر کور است خواهرش هنوز بهش امیدوار است

کسی که اهمیت نداشته باشه سر شو کچل نمی کنن

تو بجن تژن و ببند بهتام په گشگ بنّام نبیت وشنام

تو هر چی می خواهیی بگی بگو کسی که عزت و شخصیت داشته باشه با حرفای تو بدنام نمی شود

چُکّ ء بدل چُکّ انت بلی براس ء بدل گار انت

جای فرزند ، فرزند میشه  جای برادر وخواهر را پر نمی کنه


[ یکشنبه 93/10/7 ] [ 9:43 صبح ] [ رئیسی ] [ نظرات () ]

تاریخ بلوچستان در غبار فراموشی تاریخ تیره و تار مانده است و ما جز قطراتی کوچک از کتاب قطور تاریخ قوم بلوچ آن هم از زبان تاریخ نویسان قدیم که گاه اشاراتی بسیار ناچیز به آن کرده اند هیچ نداریم. این مایه اندک نیز مورد بی مهری ماست. در این مختصر نامهایی غریب از سفرنامه هایی آشنا خواهیم شنید که هریک برگی از تاریخ بزرگ این قومند.

سعید خان نامی است که در بسیاری از سفر نامه ها یی که در زمان قاجار در مورد ایالت کرمان و بلوچستان نوشته شده به چشم می خورد ولی کمتر کسی از مردم این استان وی را می شناسد.  سفرنامه کرمان و بلوچستان عبدالحسین فیروز میرزا فرمانفرما در این مورد نکات ظریفی دارد. سعید خان فرزند مدت خان بوده که پدرش در بین سالهای 1217تا 1256 حاکم بلا منازع منطقه سرحد بوده بطوریکه فیروز میرزا می نویسد : شخصی بنام مدت خان سالهاست که این منطقه را تحت نفوذ خود دارد و به کسانیکه برای دولت ایران کار می کنند همیشه توهین و بی احترامی می کند . در جایی دیگر در کتاب  سفرنامه بلوچستان میرزا مهدی خان قاینی  سخن از پدر بزرگ مدت خان یعنی میرزا رضا می کند و می نویسد : شخصی بنام میرزا رضا سالها پیش فردی را برای یافتن گنج با طناب بسته و درون دهانه کوه تفتان کرده است . البته از اقوام نزدیک سعید خان نیز در سفرنامه های بسیاری همچون سفرنامه فیروز میرزا فرمانفرما و سفرنامه "سفر در ایران " نوشته نویسنده ای روس بنام گابریل یاد شده است  مانند نام بردن از رشید خان حاکم نرماشیر - عبدالکریم خان حاکم خاش (( که نامه هایی از وی در سفرنامه فرمانفرما یافت می شود )) - ملک شاه جهان خان حاکم دزداب (( همچنین نامه های وی در کتاب های دیگری چون "یاد داشت های نصرت الدوله فیروز میرزا فرمانفرما " و "پیدایش زاهدان " یافت می شود )) - نور محمد خان - نوروز خان - و میر یحیی ((که وی در سال 1250 در قلعه ارگ بم به دار آویخته شد)) .

البته از یکی دیگر از اقوام سعید خان بنام محمد حسن خان که  حاکم قلعه خاش  در سال 1300 هجری شمسی بوده و پس از آمدن زنرال ریجنالد ادوارد هری دایر در این سال به بلوچستان و حمله او با چاشنی نیرنگ و حیله و تصرف قلعه خاش توسط وی در کتاب مهاجمان سرحد نوشته ریجنالد دایر نام برده است .

حال بعد از مختصری از زندگی پدر و اقوام سعید خان ((که مانند وی اطلاعات چندانی از زندگی آنها نیز در دست نیست )) به زندگی خود سعید خان می پردازیم .

آنگونه که از سفرنامه ها بر می آید سعید خان شخصی خشن و یکدنده بوده بطوریکه سرتیپ قاینی می نویسد : سعید خان بلوچ گردنکشی را به نهایت خود رسانده وی حتی به پدر خویش رحم نکرده و او را که نود سال سن دارد برای تصاحب قدرت به زندان افکنده است  . همچنین سعید خان به علت خصومتی که با یکی از حاکمان جنوب کرمان داشته به آن منطقه حمله کرده و قلعه یکی از خوانین آن منطقه را نابود ساخته   ا ست فرمانفرما به  این  مورد نیز اشاره کرده است و نوشته : به محض رسیدن قلعه  آن شهر راویرانه یافتم علت ویرانی قلعه را از مردم سوال کردم گفتند چند سال قبل سعید خان  به علت اختلافی که با حاکم شهر داشته به اینجا حمله کرده و قلعه را با خاک یکسان نموده است

البته فرمانفرما در جایی دیگر یه یکی دیگر از حملات سعید خان به کرمان  برای جانبداری از آقا خان محلاتی اشاره کرده و اورده :سعید خان با توپ هایی که از هندوستان آورده به کرمان حمله برده است و این نشان دهنده این است که سعید خان با ارتباطی که با بلوچ های سند و کشمیر و هندوستان داشته توانسته ابزار و ادواتی همچون توپ را که در آن زمان شاید کمتر خانی در اختیار داشته وارد کند . د ر بسیاری از سفرنامه ها و تواریخ کرمان و بلوچستان به کرار از حکومت سعید خان بر منطقه رودبار در جنوب کرمان سخن رفته و فرمانفرما نیز در سفرنامه خود به این مطلب اشاره کرده است .

وی همچنین در قسمتی از سفرنامه خود که از کرمان تا مکران بوده برای معرفی سرحد و ساکنان آن سخنی به کار برده که نشان از شهرت سعید خان و مدت خان در زمان او  دارد  این شاهزاده قاجار می گوید : از بم راهی به طرف محلی بنام نصرت آباد و سرحد می رود که مسکن سعید خان بلوچ و مدت خان بلوچ است .

متاسفانه از زمان مرگ و علت مرگ سعید خان در هیچ جایی اطلاعاتی نیافتم  فقط در جایی به فرزندان سعید خان به نام های  مهراب خان - حیدر علی خان - کریم خان - سرفراز خان - شکرخان و علی خان اشاره شده بود .

از نامهای فراموش شده دیگر جمالوک سیستانی است که ابن بطوطه در سفرنامه خود از او نام برده و با خصو صیاتی که از وی گفته است می توان او را رابین هود بلوچ نام نهاد زیرا بگفته ابن بطوطه: وی دارای گروهی است که نه دولت ایران و نه دولت هندوستان جرات مقابله با او و گروهش را ندارد و در قلمروی خود به زور از  پولدارانی که زکات نمی دهند یا مال مردم را غصب کرده اند می گیرد  و به فقرا می دهد هر وقت هم که دولت ایران یا هند به وی حمله کند پس از درگیری به بیابان های گرم می رود و چون مشک های آب را قبلا زیر شن ها مخفی کرده تا ماه ها در بیابان می ماند وهرکس به تعقیب وی بر آید از تشنگی هلاک می گردد .

همچنین در قسمتی دیگر از سفرنامه ابن بطوطه که که در مورد هندوستان است وی از امیر کشلوخان بلوچ حاکم مولتان نام می برد که پادشاه هندوستان برای استقبال از وی روزها قبل از پایتخت خارج می شود به گفته ابن بطوطه وی تنها کسی بود که این چنین مقام و ارجی داشت و زمانی که او به همراه شاه به پایتخت وارد می شد همه جا تزیین و جشن هایی بپا می گردید . همچنین آدام اولئاریوس ((نماینده هلیشتن در دربار شاه صفی )) در قسمتی از سفر نامه خود  به معرفی ایالات و شهرهای ایران پرداخته و آورده :سه برادر بلوچ ((که اسم دوتایشان میر مراد و میر غلام است و احتمالا از نوادگان امیر چاکر رند تنها بلوچ فاتح هندوستا ن بوده اند ))بر جنوب کرمان تا سند و کشمیر هندوستان حکومت می کنند و از دولت مرکزی فرمان نمیبرند . همچنین او آورده است در افغانستان شخصی بنام احمد خان درانی ادعای حکومت می کند و شخص دیگری بنام بهرام خان بلوچ نیز در سیستان خود را شاه نامیده و سر به طغیان زده است  . متاسفانه از این افراد  نیز جز اسامی که در سفرنامه ها و برخی کتب تاریخی بصورت گذرا اشاره شده چیز دیگری در دست نیست امیدوارم این کم اطلاعی و بی اطلاعی در مورد گذشتگانمان ما را به فکر جمع آوری اطلاعات کامل از چنین شخصیت هایی رهنمون سازد تا از دفن شدن نام این بزرگان در گورستان تاریخ جلوگیری گردد.


[ یکشنبه 93/10/7 ] [ 9:38 صبح ] [ رئیسی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم هدف از راه اندازی این وبلاگ فقط به منظور معرفی بلوچستان به خصوص شهر جالق از توابع شهرستان سراوان به هموطنان می باشد شهری که در دورافتاده ترین منطقه از کشور عزیزمان ایران و جنوب شرقی ترین شهر هم مرز با کشور پاکستان است که 5 کیلومتر با مرز فاصله دارد و یکی از قدیمی ترین شهرهای منطقه با قنات ها و اماکن باستانی دیدنی بسیار است.
موضوعات وب
آرشیو مطالب